جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٧٦ - ٧ ثعلبة و امتحان او در مواجهه با ثروت
پیغمبری به اندازه من مصیبت ندیده است.»
Q دوم: مردم تو را در امر رسالت، تکذیب خواهند کرد «و بلکه تو را دیوانه و کاهن و ساحر میخوانند.» حضرت عرض کرد: بارالها صبر کرده و راضی به مقدّرات تو هستم و توفیقی نیست مگر از جانب تو.
Q سوم: حوادث دلخراشی است که بعد از فوت تو برای عترتت پیش خواهد آمد. برادرت امیرمؤمنان علی٧ و دخترت فاطمهh را شهید خواهند کرد. پیامبر عرض کرد: (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ) خداوندا باز هم صبر کرده و راضی به مقدرات تو هستم. [١]
نکته: این حالت تسلیم و رضا و صبر در اولیای الهی بوده که آنان را به مقام عالی نزد پروردگار رسانده است. برخی از مردم بسیار کمصبر و کمتحمّل هستند و برای کوچکترین مصیبت پیراهن چاک زده و زبان به شکوه و اعتراض میگشایند. در بیمارستانی، یک نفر بچهاش از دنیا رفته بود او داد میزد و با حالت شکایت و اعتراض به خدا عرض میکرد: خدایا حاشا به کرمت! چرا با من چنین کردی؟
٦. آزمایش الهی در مواجهه با ثروت
فردی از اهل صفه[٢]به نام سعد، سخت فقیر و مستمند بود با این حال تمام نمازهای خود را پشت سر پیامبر اکرمﷺ به جماعت میخواند. رسول خدا که به فقر او توجه داشت، روزی از روی ترحم به او فرمود: ای سعد! اگر چیزی به دستم برسد تو را بینیاز سازم. مدّتی گذشت چیزی به دست پیغمبر نرسید. حضرت به حال سعد بیشتر اندوهگین شد.
خداوند سبحان که به اندوه پیامبر نسبت به سعد توجه داشت جبرئیل را با دو
[١].[٣١٠] کامل الزیارات، ابن قولویه قمی، ص: ٣٣٢.
[٢]. مکانی در کنار مسجد پیامبر بود که مسلمانان تازه وارد و بیپناه را در آنجا اسکان میدادند.