جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٧٣ - ٥ رسول الله ٦٥٠١٨ در مواجهه با امتحانات الهی
گفتند: اينك همان راه را انتخاب كن و بوسيله همسر ايّوب او را گرفتار نما زيرا كسى جز همسرش با او معاشرت و رفت و آمد ندارد.
شيطان اين نظريه را پسنديد و بلافاصله به صورت مردى درآمد و خود را به همسر ایوب رساند و گفت: همه نعمت و ثروت از دست شما رفته و به اين زندگانى پر از بلا و گرفتارى تبدیل گرديده است. شوهرت هم كه مريض و ناتوان و پير شده است گمان نميكنم اين سختى، هرگز از شما برطرف شود. همسر ايّوب از شنيدن اين سخنان آهى كشيد. شيطان گفت: اين گوسفند را نزد ايّوب ببر و به او بگو آن را ذبح كند و هنگام ذبح، نام خدا را به زبان جارى نسازد تا شفا يابد.
همسر ایوب نزد ايّوب شتافت و گفت: اى ايّوب تا كى خدا گرفتارت کند. بتو رحم نميكند؟ چه شد آن همه اموال و فرزندانت؟ كجاست آن زيبائیت؟ بيا اين گوسفند را بدون نام خدا ذبح كن و آسوده شو!
ايّوب گفت: آيا دشمن خدا به سراغت آمد و تو را وسوسه كرد و تو هم سخنانش را پذيرفتى؟! واى بر تو! نعمتهایی كه داشتيم چه کسی بما عطا کرده بود؟! سپس پرسيد: چند سال در ناز و نعمت بودیم؟ گفت: هشتاد سال، پرسيد: اينك چند سال خدا ما را مبتلا ساخته است؟ گفت: هفت سال.
ايّوب پرسيد: واى بر تو! خيلى بیانصافى كردى چرا صبر نكردى تا مدّت سختى ما به اندازه مدّت آسايش ما برسد؟! با این حال همسر ايّوب او را ترک کرد و رفت، ايّوب در آن حال، پيشانى بر خاك نهاد و به خدا عرض کرد: (أَنِّی مَسَّنِی الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ) [١]پروردگارا، سختى و شدت من را احاطه كرده و تو ارحم الراحمینی.
خداوند دعاى او را مستجاب نمود و به او وحى کرد كه پاى خود را به زمين بزن سپس زير پايش چشمه آبى پديدار شد بدن خود را با آن شستشو داد و به برکت آن
[١] . سوره انبیاء آیه ٨٣ .