جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٠٠ - ١٦ اطعامی که به صورت پنهانی و مخفیانه انجام شد
طعام او بخورند. [١]
١٤. غذایی به قیمت فروختن دين
روزى شريك بن عبد الله نخعى بر مهدى عباسى سومين خليفه عباسی وارد شد. مهدى عباسى به او گفت: بايد يكى از اين سه كار را بپذيرى: يا منصب قضاوت را قبول كنى يا اولاد من را تعليم دهى و يا از غذاى ما بخورى.
شريك، فكر كرد كه تعليم فرزندان خليفه مشكل است و امر قضاوت هم مسولیّت دارد ولی خوردن غذا آسان است، لذا سومی را انتخاب كرد. مهدى عباسى به آشپز دستور داد چند نوع غذاى لذيذ از مغز استخوان و شكر سفيد تهيه كند. وقتى غذا حاضر شد، نزد شريك آوردند و او به مقدار كافى خورد. متصدى آشپزخانه به خليفه گفت: اى امير اين شيخ بعد از خوردن اين غذای حرام، هرگز رستگار نخواهد شد.
شريك پس از آن طعام، همنشينى با بنىالعباس را اختيار نمود و قضاوت و تعليم اولاد ايشان را هم پذيرفت. روزى حوالهاى براى شريك از بابت حقوقش نوشتند، شريك به صراف مراجعه كرد و سخت میگرفت كه بايد نقد بپردازى. آن مرد گفت: كتان و لباس قيمتى نفروختهاى كه اين قدر سخت میگيری. شريك در جواب گفت: به خدا قسم از كتان با ارزشتر يعنى دينم را فروختهام. [٢]
١٥. مهماننوازی و احترام به مهمان
مردی به نام جعفر تازه مسلمان شده بود. او میخواست بیشتر در مورد دین اسلام بداند تا مسلمان بهتری باشد. شبی به خانه امام رضا٧ رفت تا سوالات زیاد خود را از امام بپرسد. سوالها را مطرح کرد و امام با صبر به سوالات جواب میداد.
[١].[١٨٤] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث،ج ٧٥، ص ٤٤٦.
[٢]. پند تاريخ، خسروی، موسی، ج ٤ ص ٨٦ .