لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٥ - كساني كه امامت نمىكنند
صلوات اللَّه عليه منقول است كه فرمودند كه امامت نمىكند كسى كه او را به زنجير و غيره مقيد ساخته باشند جمعى را كه مقيد نباشند و امامت نمىكند كسى كه فالج داشته باشد جمعى را كه صحيح باشند و حمل كردهاند بر آن كه قيد و فالج سبب اين باشد كه بعضى از افعال صلاة را صحيحا به جا نياورد به آن كه نشسته نماز كند يا ايما كند در ركوع و سجود، و در قوى از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه نيز منقول است كه فرمودند كه صاحب قيد و بند مطلقان را يعنى رهايانى را كه در بند نباشند امامت نمىكند.
( «و قال الباقر و الصّادق صلوات اللَّه عليهما لا باس ان يؤمّ الاعمى اذا رضوا به و كان اكثرهم قراءة و أفقههم و قال ابو جعفر صلوات اللَّه عليه انّما الاعمى اعمى القلب فانّها لا تعمى الابصار و لكن تعمى القلوب الّتى فى الصّدور»)
و حضرت امام محمد باقر و حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليهما فرمودند كه باكى نيست كه اعمى امامت كند هر گاه مامومان به او راضى شوند چون رضاى مامومان در كار است بنا بر اخبار بسيار و بيشتر از ديگران قرآن داند و عالمتر باشد از ايشان.
و حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه فرمودند كه نيست كور مگر كسى كه دلش كور باشد و در بعضى از نسخ انّما العمى عمى القلب يعنى نيست كورى مگر كورى دل چنانكه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه چشم ظاهر كفار كور نيست و ليكن كور است دلهاى كه در سينههاست يعنى نفس مجرّدى كه تعلّق دارد باين شكل صنوبرى، و ظاهرا اين حديث فى نفسه منقول است و صدوق به مناسبت در اينجا ذكر كرده است و ممكن است كه جزو همين خبر باشد.