کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٦٠ - ذكر حال فاطمه زهرا بعد از رسول الله
يعنى بخدا كه هميشه باشى با ناله و زارى كه ياد كنى يوسف را تا وقتى كه بيمار شوى و مشرف بر موت گردى يا باشى از جمله هلاكشدگان.
و اما يوسف در زندان چندان مىگريست بر يعقوب كه اهل زندان تمام بتنگ آمدند و گفتند كه: بروز گريه كن و بشب خاموش باش؛ و يا بشب گريه كن و بروز خاموش باش تا ما را راحتى باشد، و مصالحه كرد ايشان را بيكى از اين دو.
و اما فاطمه بر مصيبت رسول اللَّه بىحد و حساب مىگريست چنانچه اهل مدينه متاذى شدند، و ميگفتند از بسيارى گريه تو ما بتنگ آئيم و او بيرون ميفرمود از آن بمقابر شهدا و در آن صحرا چندان كه ميتوانست مىگريست و باز بمدينه مراجعت ميكرد.
و اما على بن حسين بعد از واقعه امام حسين بيست سال يا چهل سال گريست و هرگز طعامى پيش وى نياوردند تا تر نكرد از آب چشم تا غايتى كه او را مولاى بود ميگفت كه: جان من فداى تو باد من ميترسم بر تو كه بباشى از جاهلان در جواب ميفرمود كه إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ.
يعنى جز اين نيست كه شكايت خويش و غم و اندوه خود را عرض ميكنم بخداى تعالى نه بشما و من مىدانم از الهام الهى چيزى را كه شما نمىدانيد، من هرگز ياد نكردم مقتل بنى فاطمه را كه قطرات از چشم من روان نگردد.
مناقب فاطمه زهرا (ع) در كثرت از عدد نجوم سماوات بيشتر است، و در ظهور از آفتاب نيم روز اظهر.