کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٨ - گفتگوى آن حضرت با پيامبر هنگام مرگ
قنطره هفتم از قناطر دوزخ كه داد مظلومان از ظالم بستانم، گفت: اگر آنجا نبينم؟ فرمود كه:
بهبينى مرا در مقام شفاعت كه آنجا شفاعت امت كنم، گفت: اگر آنجا نبينم؟ فرمود كه: مرا بهبينى نزد ميزان كه من آنجا در خواست امت كنم از خداى تعالى جهت خلاصى از آتش دوزخ، گفت: اگر نبينم آنجا؟ فرمود كه: بهبينى مرا نزد حوض كه عرض او ما بين ايله است تا صنعا بر حوض من هزار پسر باشند با هزار جام مثل لؤلؤ منظوم و همچو بيض مكنون هر كه از آن شربتى بياشامد بعد از آن هرگز تشنه نشود، لا يزال بفاطمه راز ميفرمود تا روح از جسد مباركش پرواز نمود ٦.
روايت كند جابر انصارى كه در وقت سكرات موت فاطمه رفت نزد رسول اللَّه ٦ و بر رويش افتاد و بسيار گريست، آن حضرت بخود آمده چشم گشود و فرمود كه: اى دختر بعد از من تو مظلومه و مستضعفه خواهى بود، كسى كه تو را بيازارد مرا آزرده، و كسى كه بر تو خشم گيرد بر من خشم گرفته، و كسى كه ترا شاد كند مرا شاد كرده، و كسى كه بتو نيكوئى كند بمن نيكوئى كرده، و كسى كه بر تو جفا كند بمن جفا كرده، و كسى كه بتو پيوسته بمن پيوسته و كسى كه از تو بريده از من بريده، و كسى كه بتو انصاف داده بمن انصاف داده، و كسى كه بر تو ظلم كند بمن ظلم كرده، زيرا كه تو از منى و من از تو، و تو پاره از منى، و تو روح منى كه در ميان هر دو پهلوى منست، بعد از آن فرمود كه من شكايت خواهم برد پيش خداى تعالى از ظالمانى كه بر تو ظلم كردند از امت من.
بعد از آن امام حسن و امام حسين درآمدند، و خود را بر روى آن حضرت انداختند، و گريه