کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٢٨ - دلائل امامت و برخى از معجزات آن حضرت
مبارك برداشت و فرمود كه: در اين وقت بخدا كه جواب تو نميگويم.
و هشام بن احمر گويد كه: أبى عبد اللَّه (ع) رقعه نوشت در باب حوائج كه من آنها را بخرم، و من چون آن را ميخواندم و مهم سرانجام ميكردم فرموده بود كه رقعه را ميدريدم، وقتى حوايج را خريدم و رقعه را گرفتم و در زنبيلى گذاشتم كه مرا بود و در خانه را بر او قفل كردم و گفتم آن رقعه بركتى باشد در خانه ما و كليد آن را نگاه داشتم در ميان بند ازار، چون رفتم نزد وى برداشت جانب مصلاى خود را و انداخت رقعه را نزد من و فرمود كه: پاره كن اين را، و من پاره كردم و بازگشتم و هر چند جستم در زنبيل آن رقعه را نيافتم و در او چيزى نبود.
عبد الله بن أبى ليلى روايت كند كه من با منصور بودم در ربذه كه فرستاد بدنبال آن حضرت و او را حاضر كرد براى عتاب كه سابقا سمت ذكر يافت، و بعد از آن غضب او تسكين شد و آن حضرت را نوازش نمود و بيرون فرستاد گفتم كه: چه ميخواندى؟ فرمود كه: اين دعا ميخواندم كه
ما شاء الله