جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٩٥ - غزل ٢٩٨ ساقيا مايه شباب بيار
از اين غزل ظاهر مى شود خواجه از ديدار و تجلّيات دوست بهرهمند بوده، تمنّاى تجلى كامل تر و پر شورترى را داشته تا به كلّى از خويش برهد. شاهد بر اين امر، بيت اوّل و يازدهم غزل است. و گويا مرادش از «ساقى»، در مطلع غزل محبوب باشد، و يا ممكن است منظور استاد بوده باشد. مىگويد:
|
ساقيا! مايه شباب بيار |
يك دو ساغر، شرابِ ناب بيار |
|
|
داروى عشق، يعنى مِىْ |
كوست درمانِ شيخ و شاب بيار |
|
محبوبا! از شراب تجلّيات دو آتشه و پر شورت به اين عاشق مست سرگشته خويش عنايت نما، تا به كلّى از خود بيرون شود و به جوانى گرايد. نه تنها شراب مشاهداتت داروى درد من مى باشد، كه عاشقان پير و جوانت را اين دارو درمان است و از غم و اندوه و انديشههاى باطل مى رهاند و در اين عالم و عالم باقى، آسوده خاطر خواهد نمود؛ كه:
٣٢٣٠
«يا مَنْ أَنْوارُ قُدسِهِ لِابْصارِ مُحبِّيهِ رائِقَةٌ! وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عارِفيهِ شائِقَةٌ! يا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ! وَيا غايَةَ آمالِ الْمُحبّينَ!»
[١]: (اى [خدايى] كه انوار قدسش به چشم دوستانش در كمال روشنى است! و انوار رويش [اسماء و صفات] براى قلوب عارفانش شوق آور و نشاطانگيز مى باشد! اى آرزوى دل مشتاقان! واى.
[١] - بحارالانوار، ج ٩٤، ص ١٤٨- ١٤٩.