جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢٨ - غزل ٢٥٧ نه هر كه چهره بر افروخت دلبرى داند
خدا بدان در نظر گرفته شده باشد- همچنين:
١٩٣٢
«بِالْإخْلاصِ تُرْفَعُ الْأَعْمالُ.»
[١]: (با اخلاص است كه اعمال بالا برده مى شود.- نيز:
١٩٣٣
«عِنْدَ تَحْقيقِ الْإِخْلاصِ، تَسْتَنيرُ الْبَصآئِرُ.»
[٢]: (هنگام محقّق شدن اخلاص بصيرتها و ديدهاى باطنى نورانى مى گردد.- بالأخره،
١٩٣٤
«آفَةُ الْعَمَلِ، تَرْكُ الْإِخْلاصِ.»
[٣]: (آفت عمل، ترك اخلاص است.).
خداوند هم به بنده پرورى خويش آشنا مى باشد، لازم نيست به او تعليم دهيم كه با ما چگونه باش، و چگونه به عهدِ «أُوفِ بِعَهْدِكُمْ»: (تا به عهدم با شما وفا نمايم.) و غيره عمل نما؛ كه:
١٩٣٥
«مَنْ قامَ بِشَرائِطِ الْعُبُودِيَّةِ، اهِّلَ لِلْعِتْقِ.»
[٤]: (هركس به شرايط بندگى عمل كند، سزاوار آزادى است.)
|
ز شعر دلكش حافظ، كسى شود آگاه |
كه لطف طبع و سخن گفتنِ دَرى داند |
|
حقّاً مطلب چنين است. استاد ما علامه طباطبايى (رضوان اللَّه تعالى عليه) كه در لطافت طبع، كم نظير بودند، و از فصاحت سخن فارسى آگاهى تمام داشتند، هيچ شعر و شاعرى را بر خواجه رجحان نمى دانند.
[١] ( ١، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩٢.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩٣.
[٣] ( ١، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩٢.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب العبادة، ص ٢٢٢.