جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٩١ - غزل ٢٥١ معاشران گره از زلف يار باز كنيد
إِلَى اللَّهِ، وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»[١]: (اى مردم! همه شما فقيران درگاه الهى هستيد و تنها خدا بىنياز و ستايش شده مى باشد.) اگر معشوق، عاشق را به مشاهده جمالش بهرهمند نمى سازد، بدين جهت است كه خود را فقير نمى بيند. پس اى عاشقان! هر چه را گمان مى كنيد از شماست، به پيش او بريزيد و ايثار نماييد، تا به ديدارش نايل آييد. ناز دوست براى آن است كه شما از خود، و آنچه از خود مى دانيد، بيرون شده و نياز كنيد. با چنين كارى شما را وصال ميسّر خواهد شد؛ كه:
١٨٩١
«أَلْجِئْ نَفْسَكَ فِى الْأُمُورِ كُلِّها، إِلى إلهِكَ؛ فَإِنَّكَ تُلْجِئُها إِلى كَهْفٍ حَريزٍ.»
[٢]: (در تمام امور، نفس خويش را در پناه معبودت درآور، كه در اين صورت او را به پناهگاه مصون و محفوظى پناه دادهاى.) و همچنين:
١٨٩٢
«إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لا يَكُونَ بَيْنَكَ وَبَيْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَةٍ فَافْعَلْ.»
[٣]: (اگر توانستى كه ميان تو و خداوند، صاحب نعمتى نباشد، اين چنين كن.- نيز:
١٨٩٣
«لَنْ تَتَّصِلَ بِالْخالِقِ، حَتّى تَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ.»
[٤]: (هرگز به وصال خالق نخواهى رسيد تا قطع اميد از خلق بنمايى.- يا:
١٨٩٤
«مَنْ أَحبَّ لِقآءَ اللَّهِ سُبْحانَهُ، سَلا عَنِ الدُّنْيا.»
[٥]: (هركس ملاقات خداوند سبحان را دوست داشته باشد، محبّت دنيا را [از دل] مىكَنَد.)
|
به جان دوست، كه غم، پرده شما ندَرَدَ |
گر اعتماد بر الطاف كارساز كنيد |
|
اى اهل طريق! قسم به جان دوست، اگر اعتماد و تكيه گاهتان معشوق حقيقى باشد و الطاف او را مورد نظر قرار دهيد، غم روزگار و كم و زياد اين جهان، شما را به پرده درى و چون و چرا زدن و كفران نعمت نخواهد كشيد؛ كه:
١٨٩٥
«أَلثِّقَةُ بِاللَّهِ أَفْضَلُ عَمَلٍ.»
[٦]: (اعتماد به خداوند، برترين عمل است.- همچنين:
١٨٩٦
«مَنْ وَثِقَ بِاللَّهِ، صانَ.
[١] - فاطر: ٥١.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى، ص ١٦.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى، ص ١٦.
[٤] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى، ص ١٧.
[٥] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى، ص ١٧.
[٦] غرر و درر موضوعى، باب الوثوق، ص ٣٩٩.