جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٨٨ - غزل ٢٥١ معاشران گره از زلف يار باز كنيد
يار به آخر برسانيم.
و چون يار جلوه نمايد، براى آنكه از چشم زخم محفوظ بماند، و يا ما كه پس از عمرى هجران به مشاهدهاش نايل گشته ايم از چشم زخم محفوظ بمانيم، آيه شريفه «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ...»[١]: (و نزديك است كه كافران با ديدگانشان تو را بلغزانند ...) بخوانيم تا ديگر بار به هجران مبتلا نشويم.
٣٢١٦
«إِلهى! فَاجْعَلْنا مِمَّنْ ... مَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ إِلى وَجْهِكَ، وَحَبَوْتَهُ بِرِضاكَ، وَأَعْذْتَهُ مِنْ هَجْرِكَ وَقِلاكَ، وَبَوَّأْتَهُ مَقْعَدَ الصِّدْقِ فى جِوارِكَ ...»
[٢]: (بار الها! پس ما را از آنانى قرار ده كه ... نظر به رويت [اسماء و صفات] را به ايشان ارزانى داشته، و مقام رضا و خشنوديت را به آنان عطا نمودهاى، و از هجران و خشم و طرد پناهشان داده، و در جايگاه صدق و راستى در جوارت جاى دادهاى ...- به گفته خواجه در جايى:
|
دوستان! وقت گل آن بِهْ كه به عشرت كوشيم |
سخن پير مغان است، به جان بنيوشيم |
|
|
نيست دركس كرم و وقت طرب مى گذرد |
چاره آن است كه سجّاده به مى بفروشيم[٣] |
|
|
رباب و چنگ به بانگ بلند مى گويند: |
كه گوشِ هوش به پيغام اهل راز كنيد |
|
اى ياران! در اين شب، به پيام آور دوست و نفحات الهى كه با وزيدنش موجبات شور عاشقانه ما را فراهم مى سازد، و با زبان بىزبانى و گويا با نداى بلند، عاشقان را دعوت به ديدار يار مى نمايد كه ما راز دارانيم و از نزد محبوب براى شما.
[١] - قلم: ٥١.
[٢] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٨.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤١٢، ص ٣٠٤.