جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٦٦ - غزل ٢٤٧ معاشران ز حريف شبانه ياد آريد
آرى، موجودات عكس و مظهر تجلّيات اسماء و صفاتى و وجه و رُخ محبوبند؛ كه:
٢١٩٦
«وَبِأَسْمآئِكَ الَّتى غَلَبَتْ [مَلَأَتْ] أَرْكانَ كُلِّ شَىْءٍ.»
[١]: (و [از تو درخواست مى كنم ...] به اسمهايت كه بر شراشر وجود هر چيزى چيره [يا: آن را پر كرده] است.).
گويا خواجه مى خواهد بگويد: اى دوستان هم طريق! چون محبوب به تجلّيات اسمايى، از مظاهر و در مظاهر، براى شما جلوه گرى نمود، از عاشقان دور افتاده از جمالش كه او را با مظاهر نمى بينند، با وجد و شور و شعف يادى كنيد و به اين گرفتاران مهجور هم دعايى بنماييد، تا چون شما به ديدارش از اين ناراحتى، خلاصى يابند و او را با مظاهر، بى توجّه به مظهريّتشان مشاهده نمايند؛ كه:
١٩٢٤
«إِلهى! تَرَدُّدى فِى الآثارِ يُوجِبُ بُعْدَ الْمَزارِ، فَاجْمِعْنى عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنى إِلَيْكَ.»
[٢]: (معبودا! توجه و رفت و آمد در آثار و مظاهر، موجب دورى ديدارت مى گردد، پس با بندگيى كه مرا به تو واصل سازد، تصميمم را بر خود متمركز گردان.)
|
به وقتِ سرخوشى از آه و ناله عشّاق |
به صوت و نغمه چنگ و چُغانه ياد آريد |
|
چون با دوست به عيش و نوش و عشرت نشستيد، و به اقسام لذّت، از تجلّيات كلامى محبوب بهرهمند شديد، يادى از آه و ناله عاشقان مهجور از گفتار او بنماييد؛ كه:
١٨٥٥
«يا أَحْمَدُ! هَلْ تَعْرِفُ ما لِلزّاهِدينَ فِى الآخِرَةِ عِنْدى؟ ... وَلا أَحْجُبُ عَنْهُمْ وَجْهى، وَلَأُنَعِّمَنَّهُمْ بِأَلْوانِ التَّلَذُّذِ مِنْ كَلامِى.»
[٣]: (اى احمد! آيا مى دانى زاهدان نزد من در آخرت چه نصيب دارند؟ ... و روى [اسماء و صفات] ام را از ايشان نمى پوشانم، و هر آينه ايشان را به انواع لذّت، از كلامم بهرهمند مى سازم.)- گر چه در اين حديث نعمت كلام را در آخرت ذكر مى فرمايد، ولى آنان كه در اين عالم از اين ديدار برخوردار باشند، عين.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٧٠٧ و مصباح المتهجّد، ص ٨٤٤.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٨.
[٣] - بحار الانوار، ج ٧٧، ص ٢٥، از حديث ٦.