جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥٥ - غزل ٢٤٥ من و انكار شراب، اين چه حكايت باشد
توجّهات باطنى و زهد و تقواى حقيقى پرداخته؟! كه:
١٨٣٠
«أَلزُّهْدُ سَجِيَّةُ الْمُخْلَصين.»
[١]: (زهد، خوى مخلَصين مى باشد.- نيز:
١٨٣١
«أَلزُّهْدُ تَقْصيرُ الآمالِ وَإِخْلاصُ الْأَعمالِ.»
[٢]: (زهد، كوتاه نمودن آرزوها و خالص ساختن اعمال است.- يا:
١٨٣٢
«مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْماضى، وَلَمْ يَفْرَحْ بِالآتى، فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ.»
[٣]: (هركس بر گذشته نگران نگشته، و به آينده شادمان نگردد، به طور قطع به تمامى زهد دست يافته است.- همچنين:
١٨٣٣
«أَلْمُتَّقُونَ:
أَعْمالُهُمْ زاكِيَةٌ، وَأَعْيُنُهُمْ باكِيَةٌ، وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ.»
[٤]: (اهل تقوى: كردارهايشان پاك، و چشمانشان گريان، و دلهايشان لرزان مى باشد.- نيز:
١٨٣٤
«إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ عِمارَةُ الدّينِ وَعِمادُ الْيَقينِ، وَإِنَّها لَمِفْتاحُ صَلاحٍ وَمِصْباحُ نَجاحٍ.»
[٥]: (همانا تقواى الهى آبادانى دين و ستون يقين و كليد صلاح و چراغ پيروزى و رستگارى مى باشد.- يا:
١٨٣٥
«هُدِىَ مَن أَشْعَرَ قَلْبَهُ التَّقْوى.»
[٦]: (رهنمون شد كسى كه تقوا را شعار و لازمه دلش قرار داد.)
|
زاهد ار راه به رندى نَبَرد، معذور است |
عشق، كارى است، كه موقوفِ هدايت باشد |
|
آرى، «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ»[٧]: (خداوند، هر كه را بخواهد به نور خود رهنمون مى شود.) آن كس را كه دوست، نصيبى از هدايتِ به خود عطا نفرموده كجا ممكن است بدو راه يابد و قربش را نصيب گرداند.
خواجه هم مى گويد: زاهد ار راه به رندى نَبَرد، ... رند شدن و پا بر كائنات گذاشتن و جز دوست را از نظر انداختن، نه كار كسى است كه به كمتر چيزى از امور دنيوى و اخروى قانع مى شود و خدا را به آن مى فروشد؛ كه:
١٨٣٦
«بِالْهُدى يَكْثُرُ
[١] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الزّهد، ص ١٤٩.
[٢] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الزّهد، ص ١٤٩.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الزّهد، ص ١٥١.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب التّقوى، ص ٤١٢.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب التّقوى، ص ٤١٤.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب التّقوى، ص ٤١٦.
[٧] - نور: ٣٥.