جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥ - غزل ٢٤١ كارم ز دور چرخ به سامان نمى رسد
معشوق بدان اكتفا نمى كند و مرا شكسته و خوارتر از اين مى خواهد. گويا تا اثرى از آثار من باقى است، نمىخواهد به من نظر داشته باشد.
١٧٩٤
«كَيْفَ أَرْجُو غَيْرَكَ، وَالْخَيْرُ كُلُّهُ بِيَدِكَ؟ وَكَيْفَ أُؤَمِّلُ سِواكَ، وَالْخَلْقُ وَالْأَمْرُ لَكَ؟ أَأَقْطَعُ رَجآئى مِنْكَ، وَقَدْ أَوْلَيْتَنى ما لَمْ أَسْأَلْهُ مِنْ فَضِلِكَ؟ أَمْ تُفْقِرُنى إِلى مِثْلى، وَأَنَا أَعْتَصِمُ بِحَبْلِكَ؟»
[١]: (چگونه به غير تو اميد داشته باشم، در صورتى كه هر خير و نيكويى به دست توست؟ و چگونه جز تو را آرزو كنم، در حالى كه [دو عالم] خلق و امر از آن توست؟ آيا از تو قطع اميد كنم؟ در صورتى كه از تو درخواست نكرده، از فضل و كرمت به من احسان نمودى؟ يا مرا در حالى كه به ريسمان تو چنگ زدهام، به گدايى از مثل خودم محتاج مى نمايى؟!)
|
پِى پاره اى نمى كنم از هيچ استخوان |
تا صد هزار زخم، به دندان نمى رسد |
|
محبوبا! آن قدر محروميّت از ديدارت نصيبم گرديده كه به هرچه و هر جا دست مى زنم، مرا بهره اى جز گفتار و الفاظ عارفانه نيست. و حال اينكه تو را به هيچ طريق نمى توان شناخت و ديد؛ كه:
١٧٩٥
«لا تُدْرِكُ اللَّهَ جَلَّ جَلالُهُ الْعُيُونُ بِمُشاهَدَةِ الْأَعْيانِ.»
[٢]: (چشمها نمى توانند خداوند جلّ جلاله را با ديد و نگرش ديدگان درك نمايند.) و همچنين:
«لَمْ يَتَناهَ سُبْحانَهُ فِى الْعُقُولِ، فَيَكُونَ فى مَهَبِّ فِكَرِها مُكَيَّفاً.»
[٣]: (شناخت خداوند سبحان در عقلها پايان نيافته، تا در محلّ وزش افكارش محدود باشد.- نيز:
١٧٩٧
«لَمْ تَرَهُ سُبْحانَهُ الْعُقُولُ، فَتُخْبِرَ عَنْهُ؛ بَلْ كانَ تَعالى قَبْلَ الْواصِفينَ لَهُ.»
[٤]: (عقلها خداى سبحان را نديده اند تا از او خبر دهند، بلكه خداوند متعال پيش از توصيف كنندگانش موجود بوده است.- يا:
١٧٩٨
«غَوْصُ الْفِطَنِ لا يُدْرِكُهُ، وَبُعْدُ الْهِمَمِ لا يَبْلُغُهُ.»
[٥]: (هوشهاى زيرك با غوّاصىشان او را درك نمى كنند، و همّتهاى بلند بدو نمى رسند.) خواجه در جايى مىگويد:
[١] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٤.
[٢] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى شأنه، ص ١٤.
[٣] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى شأنه، ص ١٤.
[٤] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى شأنه، ص ١٤.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى شأنه، ص ١٤.