جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٠ - غزل ٢٥٨ نيست در شهر نگارى كه دل ما ببرد
جاى هيچ شكّ و ترديد نيست كه استاد به طور كلّى نقش مهمّى را در تمام امور مادّى و معنوى افراد بشر دارد، هرچه كارها و امور ظريفتر باشند، نياز لزوم به استاد بيشتر احساس مى شود؛ زيرا دست زدن به هر امر مادّى و معنوى براى دست يافتن به نتيجه آن است، و آن نيز با دانستن، و دانستن هم با استاد حاصل مى شود.
در اين رهگذر، هرچه استاد كاملتر باشد، اطمينان دست يابى به مقصد بيشتر خواهد بود، از اهمّ امور معنوى امر خداشناسى است.
اينجاست كه سالكين الى اللَّه پيش از قدم نهادن در راه سير و سلوك، و بعد از دانستن اينكه مقصد و مقصودى دارند و بايد در طلب آن شوند، لازم است در تحصيل استاد كامل برآيند تا عمر خويش را با فكر ناقص خود، و يا كسانى كه هنوز سر از اين راه بدر نبردهاند، به بطالت نگذرانند.
از بعضى از گفتارهاى خواجه در ابتداى راه، معلوم مى شود كه عمرى با فكر خود به سير و سلوك مى پرداخته، كه در ابياتى نسبت به اين كار اظهار ندامت مىنمايد و گفتارى هم در باره اختيار استاد دارد.[١] قسمتى از اين غزل در اين زمينه است، و قسمت ديگر در راهنمايى و تشويق و توجّه دادن خود و اهل سير به امورى كه لازم است راهروان كمال به آن بيانديشند، مىگويد:.
[١] - براى توضيح بيشتر به مقدمه جلد ٣ جمال آفتاب رجوع شود.