جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١٣ - غزل ٢٥٥ نقدها را بود آيا كه عيارى گيرند
|
نقدها را بُوَد آيا كه عيارى گيرند |
تا همه صومعه داران، پىِ كارى گيرند؟ |
|
گويا خواجه با اين بيان تقاضاى رسيدن به وصال و كمال انسانيّت را كرده و مىگويد: آيا ممكن است پيش از آنكه قيامت بپا شود و سنجش اعمال به پيش آيد و عيار اعمال خود را ببينيم، در همين سرا نقدينه هركس از سالكين و اهل دل، نشان داده شود، تا معلوم گردد عمل آن كس كه با محبّت و عشق و مراقبه به جمال محبوب انجام پذيرفته، سنگين تر است، يا عمل قشرى صومعه نشينان؟ تا دست از ملامت ما بردارند و پيش از آنكه انگشت حسرت به دندان گيرند و تقاضاى بازگشت به عالَم عمل را نمايند؛ كه: «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ، قالَ: رَبِّ ارْجِعُونِ، لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ»[١]: (تا آن هنگام كه مرگ، يكى از ايشان را فرارسيد، گويد: پروردگارا! مرا برگردان، شايد در آنچه ترك كردم عمل صالحى انجام دهم.- بشنود: «كَلَّا، إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها»[٢]: (هرگز، آن سخنى است كه او گوينده اوست.)، و يا بگويند: «وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ: رَبَّنا! أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا، فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً، إِنَّا مُوقِنُونَ»[٣]: (و اگر ببينى آن هنگام كه گنهكاران نزد پروردگارشان سر به زير افكنده [و مى گويند:] پروردگارا! ديديم و شنيديم، پس ما را برگردان تا عمل و كردار شايسته انجام دهيم، همانا.
[١] - مؤمنون: ٩٩ و ١٠٠.
[٢] - مؤمنون: ١٠٠.
[٣] - سجده: ١٢.