جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٦٩ - غزل ١٨٨ درخت دوستى بنشان كه كام دل ببار آرد
آنها بلند باشد.).
و نيز:
١٣٤٤
«إِلهى! تَردُّدى فِى الآثارِ يُوجِبُ بُعْدَ المَزارِ؛ فَاجْمَعْنى عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنى إِلَيْكَ.
كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فى وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَيْكَ؟ أَيَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ، حَتّى يَكُونَ هُوَ المُظْهِر لَكَ؟»
[١]: (بار الها! بازگشت و توجّه به آثار و مظاهرت، موجب دورى ديدارت مى شود؛ پس با بندگيى كه مرا به تو واصل سازد، تصميم و نيّتم را بر خويش متمركز نما. چگونه با چيزى كه در وجودش به تو نيازمند است، مىتوان بر تو راهنمايى جست؟ آيا غير تو آن چنان ظهورى دارد كه براى تو نباشد، تا آن آشكار كننده تو باشد؟)
|
زكار افتاده اى اى دل! كه صد من بار غم دارى |
برو يك جرعه مى دركش، كه در حالت به كار آرد |
|
اى خواجه! و يااى سالك! علّت اين كه از كم و بيش، و بود و نبود، و روى آوردن و پشت كردن اهل زمان اندوهگين و غمناك هستى، اين است كه از طريق دوست و توجّه به ذكر و مراقبه و آشاميدن مى مشاهدات محروم گشتهاى، بيا و دست به مراقبه زن تا جرعه اى از آن مى بياشامى و ببينى چگونه بىدرنگ از غم و اندوه رها خواهى شد؛ كه:
٢٥٧٦
«ذِكْرُ اللَّهِ جَلاءُ الصُّدُورِ وَطُمَأْنينَةُ الْقُلُوبِ.»
[٢]: (ياد خدا، صفاى دلها و آرامش قلبهاست.- نيز:
١٣٤٦
«ذِكْرُ اللَّهِ دَواءُ أَعْلالِ النُّفُوسِ.»
[٣]: (ياد خدا، داروىِ بيمارى جانهاست)، و همچنين:
١٣٤٧
«ذِكْرُ اللَّهِ طارِدُ الْلَأْوآءِ والْبُؤْسِ.»
[٤]: (ياد خدا، دور كننده شدّت و رنج و سختى است.) به گفته خواجه در جايى:
|
غم كهن به مى سالخورده دفع كنيد |
كه تخم خوشدلى اين است، پير دهقان گفت[٥] |
|
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٨ و ٣٤٩.
[٢] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٣] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٤] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٥] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٠٤، ١٠٧.