جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥ - فهرست
غزل ٢١٩: صوفى نهاد دام و سر حُقّه باز كرد ..... ٢٨٨.
غزل ٢٢٠: صوفى ار باده به اندازه خورد نوشش باد ..... ٢٩٤.
غزل ٢٢١: صبا وقت سحر بوئى ز زلف يار مى آورد ..... ٣٠١.
غزل ٢٢٢: صبا به تهنيت پير ميفروش آمد ..... ٣٠٩.
غزل ٢٢٣: طاير دولت اگر باز گذارى بكند ..... ٣١٥.
غزل ٢٢٤: عكس روى تو چو در آينه جام افتاد ..... ٣٢٢.
غزل ٢٢٥: عشقت نه سرسريست كه از سر بدر شود ..... ٣٣٣.
غزل ٢٢٦: غلام نرگس مست تو تاجدارانند ..... ٣٤٠.
غزل ٢٢٧: قتل اين خسته بشمشير تو تقدير نبود ..... ٣٤٨.
غزل ٢٢٨: گر ميفروش حاجت رندان روا كند ..... ٣٥٤.
غزل ٢٢٩: كلك مشكين تو روزى كه ز ما ياد كند ..... ٣٦١.
غزل ٢٣٠: گفتم كيم دهان و لبت كامران كنند ..... ٣٦٧.
غزل ٢٣١: كسى كه حسن رخ دوست در نظر دارد ..... ٣٧٥.
غزل ٢٣٢: گر من از باغ تو يك ميوه بچينم چه شود ..... ٣٨٣.
غزل ٢٣٣: گداخت جان كه شود كار دل تمام و نشد ..... ٣٩٠.
غزل ٢٣٤: كى شعرتر انگيزد خاطر كه حزين باشد ..... ٣٩٧.
غزل ٢٣٥: گل بىرخ يار خوش نباشد ..... ٤٠٢.
غزل ٢٣٦: گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد ..... ٤٠٧.
غزل ٢٣٧: گوهر مخزن اسرار همان است كه بود ..... ٤١٥.
غزل ٢٣٨: كنون كه در چمن آمد گل از عدم بوجود ..... ٤٢١.
غزل ٢٣٩: گفتم كه خطا كردى و تدبير نه اين بود ..... ٤٢٨.
غزل ٢٤٠: گرچه بر واعظ شهر اين سخن آسان نشود ..... ٤٣٤