جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٧٩ - غزل ٢٣١ كسى كه حسن رخ دوست در نظر دارد
|
به پاىْ بوسِ تو، دستِ كسى رسيد كه او |
چو آستانه، بدين در هميشه سر دارد |
|
معشوقا! كسى به مشاهده و ديدارت راه يافت، كه همواره سربندگى به درگاهت بسايد و به ذكر و مراقبه جمالت توجّه دائمى داشته و لحظه اى غافل نباشد.
در نتيجه، مىخواهد با اين بيت به علّت محروميّت خود اشاره كند. در جايى مىگويد:
|
سرّ سوداى تو اندر سر ما مى گردد |
تو ببين در سر شوريده چه ها مى گردد |
|
|
هرچه بيداد و جفا مى كند آن دلبر ما |
همچنان در پى او، دل به وفا مى گردد |
|
|
دل حافظ چو صبا بر سر كوى تومقيم |
دردمندى است به اميّد دوا مى گردد[١] |
|
|
ز زهد خشك ملولم، بيار باده ناب |
كه بوى باده دماغم، مدام، تَرْ دارد |
|
اى دوست! دلم از عبادات قشرى گرفت و مرا تنها اعمال ظاهرى بىمحتوا، به تو راهنمايى نمى كند. شرابى از ذكر و انس و محبّت و توجّهات لبّى و حضور با خود به من عطا فرما، تا عبادات خود را با حضور و خلوص و مشاهدهات انجام دهم؛ كه:
١٦٩٧
«أَلْعَمَلُ كُلُّهُ هَبآءٌ، إِلّا ما أُخْلِصَ فيِه.»
[٢]: (تمام اعمال انسان گرْد و غبارى است [بى ارزش نزد خداوند] جز آنچه در آن اخلاص ورزيده شود.- نيز:
١٦٩٨
«تَقَرُّبُ العَبْدِ إِلَى اللَّهِ سُبْحانَهُ، بِإِخْلاصِ نِيَّتِهِ.»
[٣]: (نزد يكى جستن بنده به خداوند سبحان تنها با اخلاص و پاك نمودن نيّت ميسّر است.- به قربت راه يافته و همواره شاداب باشم.
|
بزد رقيبِ تو روزى، به سينهام تيرى |
ز بس كه تير غمت، سينه بىسپر دارد |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٨١، ص ٢٢١.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩٢.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩٢.