جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٨١ - غزل ٢١٨ شراب و عيش نهان چيست كار بىبنياد
مىنمايند، پيشه خود ساختيم و گفتيم:
١٥٨٠
«إِلهى! هذا ذُلّى ظاهِرٌ بَيْنَ يَدَيْكَ، وَهذا حالى لا يَخْفى عَلَيْكَ، مِنْكَ أَطْلُبُ الوُصُولَ إِلَيْكَ، وَبِكَ أَسْتَدِلُّ عَلَيْكَ، فَاهْدِنى بِنُورِكَ إِلَيْكَ، وَأَقِمْنى بِصِدْقِ الْعُبُودِيَّةِ بَيْنَ يَدَيْكَ.»
[١]: (بار الها! اين خوارى من است كه در پيشگاهت آشكار است، و اين حال من است كه بر تو پوشيده نيست، از تو وصالت را خواستارم، و از تو به سوى خودت راهنمايى مى جويم؛ پس مرا با نور خويش به سويت رهنمون شو، و با بندگى راستين در پيشگاهت برپادار).
|
گره ز دل بِگُشا، و ز سپهر ياد مكن |
كه فكر هيچ مهندس، چنين گره نگشاد |
|
سزاوار آن است كه عاشق سالك، به داده و نداده راضى باشد؛ كه: «ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ، إِلَّا فِي كِتابٍ، مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها. إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ؛ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ، وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ.»[٢]: (هيچ مصيبتى در زمين و در خودتان، به شما نمى رسد، مگر پيش از آنكه آن را [در اين عالم] ايجاد كنيم، در كتابى ثبت است، و اين كار براى خدا آسان است. [شما را از اين حقيقت با خبر ساختيم] تا بر آنچه از دست مى دهيد، اندوهگين نگرديد، و به آنچه به شما عطا نموده، خوشحال [با تكبّر و غرور] نشويد.- از مشكلات جهان ياد نكند؛ زيرا گشودن گره آن، نه كار مخلوق عاجز است؛ كه:
١٥٨١
«مَنْ أَصْبَحَ عَلَى الدُّنْيا حَزيناً، فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضآءِ اللَّهِ ساخِطاً.»
[٣]: (هركس غم و اندوه دنيا را بخورد، به طور قطع، به قضاى الهى ناخشنود گرديده است.) و نيز:
«رَضينا عَنِ اللَّهِ قَضآءَ هُ وَسَلَّمْنا للَّهِ أَمْرَهُ.»
[٤]: (به قضاء و خواسته حتمى الهى خشنود، و در برابر امرش تسليم هستيم.).
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.
[٢] - حديد: ٢٢ و ٢٣.
[٣] - نهج البلاغة، حكمت ٢٢٨، ص ٥٠٨.
[٤] - نهج البلاغة، خطبه ٣٧، ص ٨١.