ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٥٠١ - پيامبر خدا
به على ٧ هزار باب سفارش فرمود: كه از هر بابى هزار باب ديگر گشوده مىشد.
٣٢- بشير دهّان از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: پيامبر خدا ٦ در آن بيمارى كه جان سپرد فرمود: دوستم را نزد من فراخوانيد. آن دو زن (حفصه و عايشه) كسى را به سوى پدران خود فرستادند؛ وقتى آمدند و پيامبر ٦ آنها را ديد، روى از آنان برگرداند و فرمود: دوستم را نزد من فراخوانيد! كسى را به سوى على ٧ فرستادند، وقتى آمد خود را روى حضرتش افكند و با او گفتگو مىكرد، وقتى بيرون آمد آن دو پرسيدند: دوستت با تو چه سخن گفت؟ فرمود: براى من هزار باب كه هر بابى هزار باب ديگر مىگشوده آموخت.
٣٣- عمر بن يزيد گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم كه: به ما رسيده كه پيامبر خدا ٦ به على ٧ هزار باب آموخت كه از هر بابى هزار باب ديگر گشوده مىشد؟
فرمود: آرى، چنين است.
آنگاه به من فرمود: بلكه به او بابى آموخت كه از اين باب هزار باب ديگر گشوده مىشد، و از هر بابى هزار باب ديگر گشوده مىشد.
٣٤- ابو حمزه ثمالى از امام باقر ٧ نقل مىكند كه فرمود: على ٧ فرمود: پيامبر خدا ٦ به من هزار باب آموخت كه از آن هزار باب ديگر گشوده مىشد.
٣٥- عبد الرحمن بن ابو عبد اللَّه گويد: از امام صادق ٧ شنيدم كه مىفرمود: به راستى كه پيامبر خدا ٦ به على ٧ بابى آموخت كه از آن هزار باب ديگر گشوده مىشد كه از هر بابش هزار باب ديگر گشوده مىشد.