ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٧٥ - آنچه در باره روزهاى هفته و نامهاى آن يك شنبه، دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه و شنبه وارد شده است
نيت و خيرخواهى خودم را گاهى با اين، گاهى با آن- و با دست خود به مالك اشتر و احنف بن قيس و سعيد بن قيس ارحبى و اشعث بن قيس كندى اشاره نمود- به آنان رساندم و چون قبول نكردند، به سوى آنان تاختم و خداوند همه آنان را اى برادر يهودى كشت و آنان بيش از چهار هزار نفر بودند به گونهاى كه حتى يك نفر آنان كه خبر بدهد، زنده نماند و من «ذو الثديه» را از ميان آنان در ميان حاضران بيرون كشيدم، او پستانى همچون پستان زن داشت، سپس رو به اصحاب خود كرده و فرمود: آيا چنين نبود؟ گفتند: آرى يا امير المؤمنين.
پس فرمود: اى برادر يهودى، من به آن هفت چيز و اين هفت چيز وفا كردم و ديگرى مانده كه به زودى آن نيز اتفاق خواهد افتاد. اصحاب على ٧ و رئيس يهوديان همگى گريه كردند و گفتند: يا امير المؤمنين آن ديگرى چيست؟ فرمود:
ديگرى اين است كه اين- و به ريش خود اشاره نمود- از اين- و به سر خود اشاره نمود- خضاب شود. مىگويد صداى مردم در مسجد جامع به ناله و گريه بلند شد به گونهاى كه در كوفه خانهاى نماند مگر اينكه اهل آن سراسيمه بيرون شدند و آن يهودى به دست على ٧ در همان حال مسلمان شد و در آنجا مقيم گرديد تا وقتى كه امير المؤمنين ٧ كشته شد و ابن ملجم دستگير گرديد، رئيس يهوديان نزد امام حسن ٧ آمد در حالى كه مردم در اطراف او بودند و ابن ملجم روبروى آنان بود، پس گفت:
يا ابا محمد، او را بكش كه خدا او را بكشد، من در كتابهايى كه به موسى ٧ نازل شده ديدهام كه جرم اين شخص نزد خداوند از جرم فرزند آدم كه برادرش را كشت و از «قدار» كه ناقه ثمود را پى كرد، بيشتر است.
آنچه در باره روزهاى هفته و نامهاى آن: يك شنبه، دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه و شنبه وارد شده است.
٥٩- حبيب سجستانى از امام صادق ٧ نقل مىكند كه پيامبر خدا فرمود: روز جمعه روز عبادت است، پس خدا را عبادت كنيد، و روز شنبه مخصوص آل محمد ٦ و روز يك شنبه مخصوص شيعيان آنان و روز دوشنبه روز بنى اميّه و روز سه شنبه روز نرمى و روز چهارشنبه روز بنى العباس و فتح آنان و روز پنجشنبه روز مباركى است كه صبح آن براى امت من بركت داده شده است.