ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٨٩ - هفتاد منقبتى كه امير مؤمنان على(ع) آنها را داشت و كسى از رهبران در آنها با او شريك نبود
شديم، ولى در آن جز خطوط دستان و انگشتانمان چيزى ديگر نديديم، پس خداوند مرا از ميان اصحابش بدين ويژگى اختصاص داد. چهل و نهم اينكه خداوند پيامبرش را به پيامبرى اختصاص داد و مرا پيامبر ٦ مخصوص به وصيّت نمود، پس هر كه به من مهر ورزد او خوشبخت است و در گروه پيامبران محشور مىشود.
پنجاهم اينكه پيامبر خدا ٦ اعلام برائت را با ابو بكر فرستاد، هنگامى كه رفت، جبرئيل آمد و گفت: اى محمّد! اين پيغام را از جانب تو ابلاغ نمىكند جز خودت يا شخصى كه از خودت باشد. پيامبر ٦ مرا با شتر عضباى خويش به دنبال او فرستاد، من در ذى الحليفه به او پيوسته و پيام را از او گرفتم، و خداوند اين مأموريت را به من اختصاص داد. پنجاه و يكم اينكه در روز غدير خم پيامبر خدا ٦ در ميان همه مردم مرا پيشواى آنان كرد و فرمود: «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست. پس دور و نابود باد گروه ستمگران.» پنجاه و دوم اينكه پيامبر خدا ٦ فرمود: «اى على! آيا مىخواهى كلماتى را كه جبرئيل به من آموخته به تو ياد دهم؟ عرض كردم: آرى. فرمود: بگو: اى روزى دهنده فقيران و اى رحمكننده مسكينان و اى شنواتر از شنوندگان و اى بيناتر از بينندگان و اى مهربانترين مهربانان به من رحم كرده و روزيم ده.» پنجاه و سوم اينكه به راستى كه خداوند هرگز دنيا را از بين نخواهد برد تا اين كه قائمى از خاندان ما قيام كند، او دشمنان ما را مىكشد و از آنان جزيه نمىپذيرد و صليبها و بتها را مىشكند و نبردهاى جهانى را به پايان مىرساند و مردم را براى گرفتن مال فرا مىخواند و به صورت برابر تقسيم كرده و در ميان رعيّت به عدالت و دادگرى رفتار مىكند. پنجاه و چهارم اينكه من از پيامبر خدا ٦ مىشنيدم كه مىفرمود: اى على! به زودى بنى اميّه تو را لعنت خواهند كرد و در عوض يك لعنت، فرشته هزار لعن بر آنان لعن مىفرستد، پس آنگاه كه قائم ٧ قيام كند چهل سال بر آنان لعن كند.
پنجاه و پنجم اينكه پيامبر خدا ٦ به من فرمود: «به زودى گروههايى از امّت من در مورد تو آزمايش خواهند شد، آنان مىگويند: پيامبر خدا ٦ چيزى از خود به جاى نگذاشته، پس براى چه على را جانشين خود كرده است؟ آيا كتاب پروردگارم پس از خداوند متعال برترين چيزها نيست؟ سوگند به خدايى كه مرا به حق به پيامبرى برانگيخت! اگر تو قرآن را با آن محكمى جمع آورى نكنى هرگز جمع نخواهد شد.» پس خداوند در ميان اصحاب مرا بدين ويژگى، مخصوص گردانيد. پنجاه و ششم اينكه خداوند مرا به چيزى اختصاص داد كه اوليا و اهل طاعتش را بدان اختصاص داده و مرا وارث محمّد ٦ قرار داد، حضرت به سمت مدينه اشاره كرد و فرمود: پس هر كه مىخواهد بدش آيد، بدش آيد و آن كه مىخواهد خوشحال شود خوشحال گردد. پنجاه و هفتم اينكه پيامبر خدا ٦ در يكى از جنگها با بىآبى