ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٢١ - على(ع) هشت خصلت داشت
براى چه ما به كفر مخالفان خود شهادت مىدهيم و اينكه آنان در آتش هستند ولى راجع به خودمان و همفكرانمان شهادت نمىدهيم كه آنان در بهشت هستند؟ فرمود: اين از ضعف شماست، اگر در شما چيزى از گناهان كبيره نباشد شهادت بدهيد كه شما در بهشت هستيد، عرض كردم: گناهان كبيره كدام هستند فدايت گردم؟ فرمود: بالاترين گناهان كبيره عبارتند از:
شرك به خدا، و رعايت نكردن حق پدر و مادر، و بياباننشينى پس از هجرت (بيرون رفتن از اسلام) و زدن تهمت زنا به زن پاكدامن، و فرار از جنگ، و خوردن مال يتيم از روى ستم، و ربا خوارى پس از دانستن حرمت آن، و كشتن مؤمن. عرض كردم: زنا و سرقت؟ فرمود: اين از آنها نيست. (يعنى بالاترين كبائر نيست هر چند كه خود كبيره باشند.) مصنف اين كتاب مىگويد: اخبار در باره گناهان كبيره با هم اختلافى ندارند اگر چه در بعضى از آنها گناهان كبيره پنج تا و در بعضى هفت و در بعضى هشت تا و در بعضى بيشتر آمده است، چون هر گناهى پس از شرك به خدا، نسبت به گناهى كه كوچكتر از آن است كبيره و هر صغيرهاى نسبت به گناهى كه كوچكتر است كبيره و هر گناه كبيرهاى نسبت به شرك خدا صغيره است.
على ٧ هشت خصلت داشت
١٦- ابو ايوب انصارى گفت: پيامبر خدا ٦ مريض شد، فاطمه (س) به عيادت او آمد و بيمارى پيامبر سخت بود، چون فاطمه (س) رنج و ناتوانى پيامبر را ديد گريه او را گلوگير كرد و اشكش بر گونههايش جارى شد، پيامبر ٦ به او گفت: اى فاطمه، خداوند يك بار به زمين متوجه شد و از آن، پدرت را انتخاب كرد و بار دوم به زمين متوجه شد و از آن، شوهر تو را انتخاب كرد و به من وحى كرد و من تو را به ازدواج او درآوردم، اى فاطمه، آيا نمىدانى كه خداوند به خاطر گرامى داشت تو، تو را به ازدواج قديمترين مسلمانان از نظر اسلام و بزرگترين آنان از نظر بردبارى و بيشترين آنان از نظر علم درآورد، مىگويد: فاطمه با اين سخن خوشحال شد و با آنچه پيامبر خدا ٦ فرمود، مژده يافت، پس پيامبر خدا ٦ خواست از افزونى خيرى كه خداوند بر او و محمد و آل محمد ٦ نصيب كرده، بيشتر بگويد، پس فرمود: اى فاطمه، على هشت خصلت دارد: ايمان او به خدا و رسولش و علم و حكمت و همسر و فرزندانش حسن و حسين و امر كردن او به معروف و نهى كردن او از منكر و قضاوت او بر اساس كتاب خدا، اى فاطمه، به ما خاندان هفت خصلت داده شده كه به هيچ كس از آنان كه پيش از ما بودند و آنان كه پس از ما مىآيند داده نشده است: پيامبر ما بهترين پيامبران و او پدر توست و وصىّ ما بهترين اوصياء و او شوهر توست و شهيد ما سرور شهيدان و او حمزه عموى توست و از ماست آنكه داراى دو بال است و با آنها در بهشت پرواز مىكند كه او جعفر است و از ماست دو سبط اين امّت و آنها دو پسر تو هستند.