ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١١ - پيامبر خدا
موسى» هفت كوه از جا كنده شدند و به حجاز و يمن ملحق گرديدند. از آنهاست در مدينه احد و ورقان و در مكه ثور و ثبير و حرا، و در يمن صبر و حضور. (منظور از «روز موسى» احتمالا همان روزى است كه قوم او از او خواستند كه خدا را نشان بدهد و به درخواست او خداوند در كوه تجلّى كرد.)
نامهاى آسمانهاى هفتگانه و رنگهاى آن
١١- احمد بن عامر طائى از پدرش و او از امام رضا ٧ و او از پدرانش نقل مىكند كه على بن ابى طالب ٧ در مسجد جامع كوفه بود كه مردى از شام برخاست و از وى مسائلى را پرسيد كه از جمله آنها اين بود كه گفت: يا امير المؤمنين، به من خبر بده از رنگها و نامهاى آسمانها؟ فرمود: نام آسمان پايين «رفيع» است و آن از آب و رود است و نام آسمان دوم «قيدوم» است و آن به رنگ مس است و نام آسمان سوم «ماروم» است و آن به رنگ برنز است و نام آسمان چهارم «ارقلون» است و آن به رنگ نقره است و نام آسمان پنجم «هيفون» است و آن به رنگ طلا است و نام آسمان ششم «عروس» است و آن به رنگ ياقوت سبز است و نام آسمان هفتم «عجما» است و آن به رنگ درّ سفيد است.
حديث طولانى بود و ما مورد احتياج را از آن آورديم.
پيامبر خدا ٦ ابو ذر را به هفت چيز وصيت كرد
١٢- عبد الله بن صامت از ابو ذر نقل مىكند كه گفت: پيامبر خدا ٦ مرا به هفت چيز وصيت فرمود: اينكه به پايينتر از خود نگاه كنم و به بالاتر از خود نگاه نكنم، و مرا به دوست داشتن تهىدستان و نزديك شدن به آنان وصيت كرد و مرا وصيت كرد كه جز حق نگويم اگر چه تلخ باشد و مرا وصيت كرد كه صله ارحام كنم اگر چه آنان پشت كرده باشند و مرا وصيت كرد كه در راه خدا از سرزنش هيچ سرزنشكنندهاى نترسم و مرا وصيت كرد كه اين جمله را بسيار بگويم «حول و قوهاى جز از خداوند