ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٢٣٥ - در صندوق ته جهنم دوازده نفرند
نمىخواهد مگر اينكه اين شاخه نزد او مىآورد و اگر سوار كار تند روى صد سال در سايه آن بتازد، از آن بيرون نرود و اگر كلاغى از كنار ريشه آن پرواز كند به بالاى آن نمىرسد اگر چه از پيرى سفيد گردد، آگاه باشيد كه براى آن رغبت كنيد، همانا مؤمن، مشغول خويشتن است و مردم از او در راحتى هستند، وقتى شب بر او فرا رسد صورت خود را زمين گذارد و با بهترين عضوهاى بدنش خدا را سجده كند و با كسى كه او را آفريده براى آزادى از جهنم مناجات نمايد، چنين باشيد.
به دوازده نفر سلام داده نشود
٥٧- مسعدة بن صدقه از امام صادق ٧ و او از پدرش نقل مىكند كه فرمود: سلام ندهيد بر يهود، و نه نصارى، و نه بر مجوس، و نه بر پرستشكنندگان بتها، و نه بر كسى كه بر شراب نشسته، و نه بر كسى كه شطرنج و نردبازى مىكند، و نه بر ابنه و نه بر شاعرى كه زنهاى پاكدامن را تهمت زنا مىزند و نه بر نمازگزار و اين براى آن است كه نمازگزار نمىتواند سلام را پاسخ گويد، چون سلام دادن به سلام دهنده مستحب است ولى ردّ آن واجب است، و نه بر رباخوار، و نه بر كسى كه در حال قضاى حاجت است، و نه بر كسى كه در حمّام است و نه بر كسى كه فسق خود را آشكار مىكند.
هنگامى كه جعفر بن ابى طالب از حبشه برمىگشت، پيامبر خدا ٦ دوازده قدم به استقبال او رفت
٥٨- يوسف بن محمد بن زياد از پدرش و او از پدرش و او از امام حسن عسكرى ٧ و او از پدرانش از على بن ابى طالب ٧ نقل مىكند كه فرمود: چون جعفر بن ابى طالب از حبشه آمد، پيامبر خدا ٦ براى او برخاست و دوازده قدم او را استقبال كرد و با او معانقه نمود و ميان دو چشمش را بوسيد و گريه كرد و گفت: نمىدانم به كدام بيشتر شادمان شوم، به آمدن تو اى جعفر يا به سبب فتح خيبر كه خدا به وسيله برادرت انجام داد و از شادمانى ديدار او گريه كرد.
در صندوق ته جهنم دوازده نفرند
٥٩- جعيد همدان نقل مىكند كه امير المؤمنين ٧ فرمود: همانا در صندوق ته