ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٥ - امتحان كردن خدا، اوصياء پيامبران را در حال حيات پيامبران در هفت مورد و پس از وفاتشان در هفت مورد
پس از او به اين وصيت عمل كنند، ديگر اينكه خداوند در زمان حيات پيامبران و هم پس از مرگشان، اوصياء آنان را امتحان مىكند، به من خبر بده خداوند اوصياء پيامبران را چند بار در زمان حيات پيامبران و چند بار پس از مرگشان امتحان مىكند و چون از اين امتحان راضى شد، سرانجام كارشان به كجا مىكشد؟ على ٧ به او فرمود: سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست، همان خدايى كه دريا را بر بنى اسرائيل شكافت و تورات را به موسى ٧ نازل فرمود، اگر به تو از حقيقت آنچه پرسيدى خبر دهم، به آن اقرار مىكنى؟ گفت: آرى، فرمود: سوگند به كسى كه دريا را بر بنى اسرائيل شكافت و تورات را به موسى نازل كرد، اگر پاسخ دهم اسلام را مىپذيرى؟ گفت: آرى.
على ٧ فرمود: همانا خداوند در زمان حيات پيامبران اوصياء آنان را در هفت مورد امتحان مىكند تا ميزان فرمانبردارى آنان را معلوم شود و چون از فرمانبردارى و امتحان آنان راضى شد، پيامبران را دستور مىدهد كه آنان را در زمان حيات خود، دوستان خود و در زمان مرگشان، اوصياء خود قرار دهند و اطاعت از اوصياء بر گردن آنهايى كه پيامبران را قبول دارند ثابت مىگردد، آنگاه خداوند پس از مرگ پيامبران، اوصيا را در هفت مورد امتحان مىكند تا ميزان شكيبايى آنان معلوم گردد و چون از امتحان آنان راضى شد، سرانجام آنان را با سعادت همراه مىكند تا به پيامبران ملحق شوند در حالى كه سعادت آنان كامل شده است. بزرگ يهود به او گفت: راست گفتى يا امير المؤمنين، پس به من خبر بده كه خداوند تو را در زمان حيات محمد ٦ و پس از مرگ او چند بار امتحان كرد و سرانجام كار تو چگونه خواهد بود؟ على ٧ دست او را گرفت و فرمود: با من بيا تا به تو خبر بدهم، گروهى از اصحاب آن حضرت هم بپا خاستند و گفتند: يا امير المؤمنين، همراه او ما را هم خبر بده، فرمود: مىترسم دلهاى شما تحمل آن را نداشته باشد، گفتند: چرا يا امير المؤمنين؟ فرمود: به سبب كارهايى كه در باره شما بر من آشكار شده است، مالك اشتر بلند شد و گفت: يا امير المؤمنين به ما هم از آن خبر بده، سوگند به خدا كه ما مىدانيم كه در روى زمين وصىّ پيامبرى جز تو وجود ندارد و ما مىدانيم كه خداوند پس از پيامبر ما، پيامبرى را نخواهد فرستاد و اطاعت تو بر گردنهاى ما با اطاعت پيامبرمان پيوند خورده است.
پس على ٧ نشست و رو به آن يهودى كرد و فرمود: اى برادر يهودى، خداوند مرا در زمان حيات پيامبر ما محمد ٦ در هفت مورد امتحان كرد و مرا- بىآنكه بخواهم از خودم تعريف كنم- با نعمت خدا فرمانبردار يافت. گفت: كجاها بود يا امير المؤمنين؟ فرمود: نخستين آنها اين بود كه خداوند به پيامبر ما وحى نازل كرد و