ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٢٤٥ - جريان دوازده درهمى كه به پيامبر خدا
راست گفتى، روشنايى زهره نسبت به روشنايى مشترى چند درجه است؟ مرد يمنى گفت: نمىدانم. امام فرمود: راست گفتى، روشنايى مشترى نسبت به روشنايى عطارد چند درجه است؟ گفت: نمىدانم. امام فرمود: راست گفتى، نام آن ستارهاى كه اگر طلوع كند گاو به هيجان درمىآيد، چيست؟ گفت: نمىدانم. فرمود: راست گفتى، نام آن ستارهاى كه چون طلوع كند شتر به هيجان درآيد، چيست؟ گفت: نمىدانم.
فرمود: راست گفتى، نام آن ستارهاى كه چون طلوع كند كلاغها به هيجان درمىآيند، چيست؟ گفت: نمىدانم، امام فرمود: در اين سخن خود كه گفتى نمىدانم، راست گفتى. نزد شما ستاره زحل چگونه است؟ مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است.
امام فرمود: نه چنين نگوييد، زيرا كه آن، ستاره امير المؤمنين ٧ و ستاره اوصيا است و آن همان ستاره ثاقب (شكافنده) است كه خداوند در قرآن از آن ياد كرده، يمنى گفت: ثاقب چيست؟ فرمود: محل طلوع آن آسمان هفتم است و با نور خود (آسمانها را) مىشكافد و آسمان دنيا را روشن مىكند و از اين جهت است كه خداوند آن را ستاره ثاقب ناميده است. اى برادر يمنى، آيا نزد شما دانشمندانى وجود دارند؟ يمنى گفت: آرى فدايت گردم. در يمن گروهى هستند كه در علم خود مانند مردم ديگر نيستند.
امام فرمود: علم عالم آنها تا كجا مىرسد؟ يمنى گفت: عالم آنها فال پرنده مىزند و در يك ساعت ردّ پا را رد مسافت يك ماه سواركار تندرو دنبال مىكند. امام فرمود:
عالم مدينه از عالم يمن داناتر است، يمنى گفت: علم عالم مدينه تا كجاست؟ فرمود:
علم عالم مدينه به آنجا مىرسد كه رديابى و فالگيرى نمىكند ولى در يك لحظه مسافت سير آفتاب را در دوازده برج و دوازده بيابان و دوازده دريا و دوازده عالم مىداند. مىگويد: يمنى گفت: فدايت گردم، گمان نمىكردم كه كسى اين را بداند و بفهمد كه كنه آن چيست، سپس يمنى برخاست و بيرون شد.
جريان دوازده درهمى كه به پيامبر خدا ٦ هديه كردند
٦٩- ابان احمر از امام صادق ٧ نقل مىكند كه مردى نزد پيامبر خدا ٦ رفت و