ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٠٧ - جبرئيل از جانب خداوند خبر داد كه به شيعيان و دوستداران على بن ابى طالب(ع) هفت خصلت داده
است، سپس سراپردههاى عزت، سپس سراپردههاى كبريا، سپس سراپردههاى عظمت، سپس سراپردههاى قدس، سپس سراپردههاى جبروت، سپس سراپردههاى فخر، سپس سراپردههاى نور سفيد، سپس سراپردههاى يگانگى و آن سير هفتاد هزار سال در هفتاد هزار سال است، سپس حجاب اعلى قرار دارد. در اينجا سخن امام پايان يافت و خاموش شد، عمر به او گفت: اى ابو الحسن! روزى را زنده نمانم كه تو را نبينم.
مصنف اين كتاب مىگويد: اين حجابها بر ذات خداوند زده نشده، خداوند بالاتر از آن است، چون نمىتوان او را با مكانى توصيف كرد، بلكه اين حجابها بر عظمت والايى از آفرينش اوست كه مقدار آن را جز خداوند نمىداند.
امير المؤمنين ٧ هفت سال پيش از مردم نماز خواند
١١٠- عبّاد بن عبد الله از على ٧ نقل مىكند كه فرمود: من بنده خدا و برادر پيامبر او هستم و من همان راستگوى بزرگ هستم، پس از من كسى جز كذّاب آن را نمىگويد، من هفت سال پيش از مردم نماز خواندهام.
١١١- داود بن ابى يزيد از شخصى و او از امام صادق ٧ نقل مىكند كه در باره سخن خداوند: «آيا خبر بدهم كه شياطين به چه كسانى فرود مىآيند، آنها به هر دروغ زن گنهكار فرود مىآيند.[١]» فرمود: آنان هفت نفر بودند: مغيره، و بنان، و صائد، و حمزة بن عماره بربرى، و حارث شامى، و عبد الله بن حارث، و ابو الخطّاب.
جبرئيل از جانب خداوند خبر داد كه به شيعيان و دوستداران على بن ابى طالب ٧ هفت خصلت داده
١١٢- جابر بن عبد الله انصارى مىگويد: روزى نزد پيامبر ٦ بودم كه صورت خود را به جانب على بن ابى طالب ٧ كرد و فرمود: اى ابو الحسن، آيا به تو مژده
[١] سوره شعرا، آيات ٢٢٢- ٢٢٣.