ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤١٩ - باب يك تا صد
است همه از آن خداست؟ پس همه چيز روى خاك است و خاك بر قدرت پابرجاست و قدرت همه چيز را حمل مىكند. پرسيد: پس بهشت و دوزخ كجا هستند؟ فرمود:
بهشت در آسمان است و دوزخ در زمين. پرسيد: روى پروردگار تو به كدام طرف است؟ على ٧ به من فرمود: اى ابن عباس! آتش و هيزمى براى من بياور. من آتش و هيزم را حاضر ساختم. حضرت هيزم را آتش زد و فرمود: اى يهودى! روى اين آتش به كدام طرف است؟ يهودى گفت: من رويى براى آن نمىدانم. حضرت فرمود:
براستى كه پروردگار بزرگ من بدين گونه است. مشرق و مغرب از آن اوست، پس هر كجا كه رو كند همان جا وجه اللَّه است. از حضرتش پرسيد: آن دو حاضر كدامند؟
فرمود: آسمانها و زمين كه ساعتى غايب نمىشوند. پرسيد: آن دو غايب كدامند؟ فرمود: مرگ و زندگى كه نمىشود بر آن دو واقف شد. پرسيد: آن دو دشمن كدامند؟ فرمود: شب و روز پرسيد: پس آن يك كدام است؟ فرمود: خداى بزرگ. پرسيد: پس آن دو چيست؟
فرمود: آدم و حوّا. پرسيد: پس آن سه چيست؟ فرمود: مسيحيان بر خدا دروغ بسته و گفتند: «سوّمين از سه تا» در حالى كه خداوند همسر و فرزندى ندارد. پرسيد: پس آن چهار چيست؟ فرمود: قرآن، زبور، تورات و انجيل. پرسيد: پس آن پنج چيست؟
فرمود: پنج نمازى كه واجب و فرض است. پرسيد: پس آن شش چيست؟ فرمود: خداوند آسمانها و زمين را در شش روز آفريد. پرسيد: پس آن هفت چيست؟ فرمود: هفت در دوزخ كه بر روى هم بسته مىشود. پرسيد: پس آن هشت چيست؟ فرمود: هشت در بهشت. پرسيد: پس آن نه چيست؟ فرمود: نه طايفهاى كه در روى زمين فساد مىكردند و اصلاح نمىكردند.
پرسيد: پس آن ده چيست؟ فرمود: ده روز از دهه. پرسيد: پس آن يازده چيست؟ فرمود:
سخن يوسف ٧ به پدرش كه: «اى پدر! من يازده ستاره و آفتاب و مهتاب را ديدم كه بر من سجده مىكردند.» پرسيد: پس آن دوازده چيست؟ فرمود: ماههاى سال. پرسيد: پس آن بيست چيست؟ فرمود: فروش يوسف به بيست درهم. پرسيد: پس آن سى چيست؟ فرمود: سى روز ماه رمضان كه روزهاش بر هر مؤمنى واجب است مگر آن كه بيمار بوده و يا در سفر باشد. پرسيد:
پس آن چهل چيست؟ فرمود: وعدهگاه موسى ٧ كه سى شب بود، پس خداوند با افزودن ده روز به پايان رسانيد و وعدهگاه پروردگارش چهل شب كامل گشت. پرسيد: پس آن پنجاه چيست؟ فرمود: نوح ٧ در ميان قومش هزار سال جز پنجاه سال ماند. پرسيد: پس آن شصت چيست؟ فرمود: گفتار خداى متعال در مورد كفّاره ظهار كه: «كسى كه توانايى ندارد شصت مسكين را اطعام كند.» يعنى توانايى گرفتن دو ماه روزه پى در پى را ندارد. پرسيد: پس