ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٥٩ - امير مؤمنان(ع) در يك مجلس به ياران خود چهار صد درس از مواردى كه كار دين و دنياى يك مسلمان را اصلاح مىكند، آموخت
اعمال انسان انتظار فرج و گشايش از جانب خداست. كسى كه پدر و مادرش را محزون كند، در واقع عاقّ آنان شده است، روزى را با صدقه دادن فرود آوريد، پيش از ورود بلا، امواج بلا را با دعا از خود دور سازيد، كه سوگند به آن كه دانه را شكافته و مردم را آفريده! بلا به مؤمن سريعتر از ريزش سيل از بالاى تپه به پايين آن و از دويدن استرها مىرسد. از خداوند از سختى بلا، عافيت بخواهيد كه بلاى سخت دين را از بين مىبرد.
خوشبخت كسى است كه از ديگرى پند پذير شود، خودتان را با اخلاق نيكو تربيت كنيد، زيرا كه بنده مسلمان به وسيله حسن خلقش به درجه كسى مىرسد كه روزها روزه و شبها به عبادت مىايستد. كسى كه شرابخوارى كند و بداند كه آن حرام است، خداوند او را از خبال كه چرك و خونى است كه از گناهكاران و زنان زناكار مىريزد سيراب مىكند، گرچه آمرزيده شود. در معصيت نذر درست نيست و در قطع پيوند خويشاوندى سوگند صحيح نيست، دعوتكننده به كار نيك بدون انجام آن همچون تيراندازى است كه بدون زه كمان كشد. زن مسلمان بايستى خود را براى همسرش خوشبو سازد، كسى كه در راه دفاع از دارايى خود كشته شود، شهيد است. فرد مغبون نه مورد ستايش قرار مىگيرد و نه پاداشى دارد. سوگند فرزندان بدون اجازه پدر و سوگند زن بدون اجازه همسرش صحيح نيست. يك روز تا هنگام شب نبايستى زبان از سخن فرو بست، به جز ياد خدا.
پس از هجرت از بياباننشينى نبايستى دوباره بياباننشين شد، و پس از فتح و پيروزى هجرتش صحيح نيست. تجارت پيشه كنيد كه بىنيازى شما از آنچه به دست مردم است در آن است. و خداوند بنده با حرفه امين را دوست مىدارد. هيچ عملى در پيشگاه خدا از نماز محبوبتر نيست، پس هيچ كارى از كارهاى دنيا شما را از اوقات نماز مشغول نسازد؛ زيرا كه خداوند گروهى را نكوهش كرده و فرموده: «كسانى كه از نمازشان بىخبرند» يعنى آنان از نمازشان غافل بوده و اوقات آن را سبك مىانگارند.
بدانيد كه نيكوكاران از دشمنانتان براى يك ديگر ريا مىكنند؛ ولى خداوند متعال به آنان توفيق نمىدهد و جز عمل خالص نمىپذيرد. عمل نيك كهنه نمىشود، و گناه فراموش نمىگردد و خداوند بزرگوار با كسانى است كه پرهيزكار بوده و كسانى كه نيكوكار هستند.
مؤمن برادر خويش را فريب نمىدهد و به او خيانت نمىورزد و او را تنها رهايش نمىكند و متّهمش نمىسازد و به او نمىگويد: من از تو بيزارم، (در مورد اشتباهى كه) از برادر (دينى) تو (سرزده) در جستجوى يافتن عذرى باش و اگر عذر واقعى بر آن نيافتى، عذرى ديگر بر آن بتراش. از جاى كندن كوهها آسانتر از كندن حكومتى است كه هنوز وقتش باقى است. و از خدا يارى بجوييد و شكيبا باشيد؛ زيرا كه زمين از آن خدا است، به هر كه بخواهد از بندگانش مىدهد و سرانجام از آن پرهيزكاران است.