ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٠٩ - خدا براى عقل هفتاد و پنج لشكر و براى نادانى هفتاد و پنج لشكر عطا فرمود
كه ضدّش بلاست، مهرورزى كه ضدّش كينهتوزى است. راستى كه ضدّش دروغ است. حق كه ضدّش باطل است، امانت كه ضدّش خيانت است، اخلاص كه ضدّش ناصافى است، شهامت كه ضدّش پردهدرى است، حفظ غيب كه ضدّش دورويى و حيلهگرى است، پنهان داشتن كه ضدّش فاش نمودن است، نماز كه ضدّش ضايع كردن و بىنمازى است، روزه كه ضدّش روزهخوارى است، جهاد كه ضدّش سرپيچى از آن است، حج كه ضدّش افشاء نمودن است، انصاف كه ضدّش حميّت و تعصّبورزى است، سازش كه ضدّش ستمگرى است، پاكيزگى كه ضدّش پليدى است، حيا كه ضدّش بىحيايى است، ميانه روى كه ضدش تجاوزگرى است، آسايش كه ضدّش رنجش است، آسانى كه ضدّش سختى است، بركت كه ضدّش تجاوزگرى است، آسايش كه ضدّش رنجش است، آسانى كه ضدّش سختى است، بركت كه ضدّش كاستى است، عافيت كه ضدّش بلا و گرفتارى است، زندگى استوار كه ضدّش زيادهطلبى است. حكمت كه ضدّش هواپرستى است، وقار كه ضدّش سبكى است، خوشبختى كه ضدّش بدبختى است، توبه كه ضدّش پافشارى بر گناه است، آمرزش خواهى كه ضدّش غرور نفس است، محافظه كارى كه ضدّش سهلانگارى است، دعا كه ضدّش روى گردانى است، نشاط كه ضدّش كسالت است، شادى كه ضدّش اندوه است، انس يافتن كه ضدّش جدايى است، سخاوت كه ضدّش خسيسى است.
پس همه اين ويژگىها كه لشكر عقلند جز در پيامبر يا وصى پيامبر يا مؤمنى كه خداوند قلبش را با ايمان آزموده در يك جا جمع نمىشود، ولى دوستان ديگر ما برخى از اين ويژگىها را دارند تا اين كه آن كامل شود و از لشكر نادانى پاك گردد و در اين هنگام است كه در درجه والا به همراه پيامبران و اوصياى آنان خواهد بود و رسيدن به اين مقام تنها با شناخت عقل و لشكر آن و دورى از نادانى و لشكر آن امكانپذير است. خداوند ما و شما را به طاعت و رضايت خود موفق بگرداند.