ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٩٥ - معناى حديث پيامبر
فرمود: خداوندا، امت مرا در آغاز كارها در روز شنبه و پنجشنبه بركت بده.
٩٩- پيامبر خدا ٦ فرمود: بامدادان حوائج خود را طلب كنيد كه آن آسان است و به نامه خود خاك بپاشيد كه حاجت را بهتر روا مىكند (از خاك به جاى خشك كن استفاده شود تا مركبها به هم نياميزد) و نيكى را نزد خوبرويان طلب كنيد.
١٠٠- سكونى از امام صادق ٧ و او از پدرانش نقل مىكند كه پيامبر خدا ٦ فرمود: هر كس ناخنهايش را روز شنبه و روز پنجشنبه بگيرد و سبيلش را هم بچيند، از درد دندان و درد چشم در امان خواهد بود.
١٠١- محمد بن ابى عمير از چند نفر و آنها از امام صادق ٧ نقل مىكنند كه فرمود: شنبه براى ما و يك شنبه براى شيعيان ما و دوشنبه براى دشمنان ما و سهشنبه براى بنى اميه و چهارشنبه روز خوردن دواست و در پنجشنبه حاجتها روا مىشود و روز جمعه براى نظافت كردن و عطر زدن است و آن عيد مسلمانان و افضل از عيد فطر و عيد قربان است و روز غدير بهترين عيدهاست و آن روز هيجدهم ذيحجه است كه روز جمعه بوده و قائم ما اهل بيت، روز جمعه ظهور مىكند و قيامت نيز روز جمعه برپا مىشود و در روز جمعه هيچ عملى با فضيلتتر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست.
معناى حديث پيامبر ٦ كه فرمود: روزها را دشمن مگيريد كه دشمن شما مىشوند
١٠٢- صقر بن ابى دلف كرخى گفت: چون متوكّل، سرور ما امام هادى عسكرى ٧ را برد، آمدم تا خبر آن را بگيرم، رازقى كه دربان متوكل بود به من نگاه كرد و دستور داد كه مرا نزد او ببرند و چون مرا نزد او بردند، به من گفت: اى صقر چه كار داشتى؟ گفتم: اى استاد خير است، گفت بنشين، و از من در باره گذشتههاى دور و نزديك پرسيد، با خودم گفتم: در آمدن نزد او اشتباه كردم، مىگويد: مردم از دور او پراكنده شدند، سپس به من گفت: چه كار داشتى و براى چه آمدى؟ گفتم: براى كار