ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٦٥ - پنجاه حقى كه امام سجاد(ع) به يكى از يارانش نوشته
توبه تو با آن بوده و آنچه كه خدا بر تو لازم شمرده انجام مىشود. و حق روزه اين كه بدانى آن پردهاى است كه خداوند بر زبان، گوش، چشم، شكم، آلت جنسى تو زده تا به وسيله آن تو را از آتش بازدارد. پس اگر روزه را رها كنى پردهاى را كه خدا بر تو كشيده پاره كردهاى. و حق صدقه اين كه بدانى آن اندوخته تو در پيشگاه پروردگارت بوده و وديعهاى كه نياز به گواه ندارد. پس اگر از اين امر آگاه شوى آنچه در پنهانى به وديعت مىگذارى براى تو از آشكارا مورد اعتمادتر خواهد بود و بدانى كه صدقه بلاها و بيمارىها را در دنيا و آتش را در آخرت از تو دفع مىكند.
و حق قربانى اين كه با آن رضاى خدا را بخواهى نه رضا و خشنودى مردم را، هدفت از آن جز قرار گرفتن در معرض رحمت خدا و رهايى روحت در روز رستاخيز نباشد.
و حق سلطان اين است كه، بدانى تو براى او وسيله آزمايشى و خداوند به وسيله سلطنت دادن به او، او را به تو گرفتار ساخته است و بر توست كه خود را در معرض خشم او قرار ندهى تا خود را به دست خويش به هلاكت نيندازى و در بديهايى كه از جانب او به تو مىرسد، شريك وى نشوى. و حق پرورش دهنده علمى تو اين كه او را تعظيم نموده و به جايگاه او ارج نهاده و خوب به سخنان او گوش فرا داده و بر او اقبال كنى و اين كه صدايت را بر او بلند نگردانى، و پاسخ كسى را كه از او پرسش كرده ندهى تا خودش پاسخ دهد و در جلسه او با كسى صحبت نكرده و در نزد او غيبت كسى را ننمايى و آنگاه كه از او در نزد تو بدى گويند از او دفاع كرده و عيبهاى او را بپوشانى و فضايلش را آشكار سازى، با دشمنان او ننشسته و با دوستان او دشمنى نكنى، هر گاه چنين كنى فرشتگان خدا بر تو گواه شوند كه تو او را خواسته و دانش او به خاطر خداى متعال- نه به خاطر مردم- آموختى. و حق كسانى كه با حكومت كارهاى تو را تدبير مىنمايند اين كه از آنان اطاعت كرده و از فرمانشان- جز در مواردى كه موجب خشم خداست- سرپيچى نكنى، چرا كه با معصيت آفريدگار، اطاعت از آفريده شده روا نيست. و حق رعايا و زيردستانى كه به آنان سلطنت دارى اين كه بدانى آنان به جهت ناتوانى خود و توانمندى تو رعيّت تو شدند. از اين رو لازم است كه در ميان آنان با عدالت رفتار كرده و براى آنان همچون پدرى مهربان باشى و كارهايى را كه از روى نادانى انجام مىدهند براى آنان ببخشى، و در كيفر آنان شتاب نكنى و از توانمندى كه خداوند در باره آنان به تو ارزانى داشته، از حضرت حق سپاسگزار باشى.
و حق شاگردانى كه از دانش تو بهره مىبرند اين كه بدانى كه خداوند در آن دانشى كه به تو ارزانى داشته و از گنجينه دانش خود درى به روى تو گشوده، تو را براى آنان سرپرست قرار داده. پس اگر به مردم با خوش رفتارى، آموزش داده و بر آنان خشونت نكرده و از آنان دلتنگ نشوى، خداوند دانش تو را از فضلش فزونى خواهد بخشيد، ولى اگر دانشت را از مردم دريغ كرده و آنگاه كه از دانش تو بخواهند بر آنان بد خلقى كنى، بر خداوند است كه دانش و آبروى تو را از تو بگيرد و جايگاه تو را از دلها بردارد. و حق زنت اين است كه بدانى خداوند او را براى تو مايه آرامش و