ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤١٣ - پاداش صد بار لا اله الا الله گفتن و صد بار آمرزش خواستن
دانا، الحليم: بردبار، الحفيظ: نگهدار، الحقّ: حق، الحسيب: حسابگر، الحميد:
پسنديده، الحفى: مهربان، الرّب: پروردگار، الرّحمان: بخشاينده، الرّحيم: مهرورز، الذّارئ: پديد آورنده، الرّزّاق: روزىگر، الرّقيب: مراقبتكننده، الرّؤوف: مهربان، السلام: آرامش دهنده، المؤمن: ايمنى دهنده، المهيمن: فراگيرنده، العزيز: توانمند، الجبّار: جبرانكننده، المتكبّر: بزرگمنش، السيّد: سرور، السبّوح: منزّه، الشّهيد: گواه، الصّادق: راستگو، الصّانع: سازنده، الطّاهر: پاكيزه، العدل: دادگر، العفو: درگذرنده، الغفور: آمرزنده، الغنى: با مكنت، الغياث: فريادرس، الفاطر: پديد آورنده، الفرد: تنها، الفتّاح: گشاينده، الفالق: شكافنده، القديم: كهن، الملك: پادشاه، القدّوس: پاك مقدّس، القوى: نيرومند، القريب: نزديك، الغيّوم: پا برجا، القابض: گيرنده، الباسط: گستراننده، قاضى الحاجات، برآورنده نيازها، المجيد: بزرگوار، المولى: ارباب، المنّان: منّت نهنده، المحيط: احاطهگر، المبين: آشكارگر، المقيت: مراقبتكننده، المصوّر:
تصويرگر، الكريم: بخششگر، الكبير: بزرگ، الكافى: كفايتكننده، كاشف الضرّ:
برطرف كننده زيان، الوتر: تنها، النّور: روشنى، الوهّاب: بخشنده، الناصر: ياور، الواسع: وسعت دهنده، الودود: بسيار مهرورزنده، الهادى: هدايتگر، الوفى: وفادار، الوكيل: كارساز، الوارث: ارث برنده، البرّ: نيكوكار، الباعث: فرستنده، التوّاب: بسيار توبهپذير، الجليل: بزرگوار، الجواد: بخشنده، الخبير: آگاه، الخالق: آفريدگار، خير النّاصرين: بهترين يارىكنندهگان، الدّيّان: پاداش دهنده، الشّكور: بسيار شكرگزار، العظيم: با شكوه، اللّطيف: مداراكننده، الشّافى: شفابخش.
من تفسير اين اسامى را در كتاب توحيد نوشتهام. اين روايت از راويان مختلفى با الفاظ مختلف به من رسيده است.
پاداش صد بار لا اله الا اللَّه گفتن و صد بار آمرزش خواستن
٥- ابو ايّوب خزاز از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: هر كس صد بار لا اله الا اللَّه بگويد، در آن روز برترين مردم است، مگر اين كه كسى از او بيشتر اين ذكر را بگويد.
٦- سلام بن غانم از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: هر كس هنگام رفتن به بسترش صد بار لا اله الا اللَّه بگويد خداوند در بهشت خانهاى براى او مىسازد و هر كس در آن هنگام صد بار از خدا آمرزش بخواهد، گناهانش همچون ريزش برگ از درخت فرو مىريزد.