ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٩١ - آنچه بيست و دو هزار سال پيش از آفرينش آدم در شانه فرشته محمود نوشته شده بود
دهند، خداوند آنها را پاسخ مىدهد.
كسى كه روايت كرده كه براى خداوند متعال دوازده هزار جهان است
١٤- عبد الخالق از يكى از راويانش از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: به راستى كه براى خداوند متعال دوازده هزار جهان است، كه هر جهانى از آنها از آسمانهاى هفتگانه و زمين هفتگانه بزرگتر است و هيچ جهانى از آنها نمىداند كه جهانى جز آن هم هست و من بر همه آنها جهانها حجّتم.
اصحاب پيامبر خدا ٦ دوازده هزار تن بودند
١٥- هشام بن سالم از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: اصحاب پيامبر خدا ٦ دوازده هزار نفر بودند كه هشت هزار آنها از شهر مدينه و دو هزار از شهر مكه و دو هزار از آزادشدگان بودند، در ميان آنان نه يك نفر جبرى، نه مرجئى، نه حرورى، نه معتزلى و نه عامل به قياس و رأى بود. آنان شبانهروز گريه كرده و مىگفتند: (خدايا!) پيش از آنكه نان بيات بخوريم جان ما را بگير. (آنان مشتاق ملاقات پروردگار خود بودند.)
نورى كه پيش از آفرينش آدم، در پيشگاه خداوند بود
١٦- محمد بن عبد اللَّه از پدرانش از پيامبر خدا ٦ نقل مىكند كه فرمود: چهار هزار سال پيش از آن كه خداوند متعال آدم را بيافريند، من و على در پيشگاه خداوند يك نور بوديم، هنگامى كه خداوند آدم را آفريد، اين نور به صلب آدم راه يافت و پيوسته خداوند متعال اين نور را از صلبى به صلبى ديگر منتقل مىكرد، تا آن كه در صلب عبد المطّلب استقرار يافت. آنگاه از صلب عبد المطّلب بيرون آورده و به دو بخش تقسيمش كرد. پس بخشى در صلب عبد اللَّه و بخشى ديگر در صلب ابو طالب قرار داد. پس على از من و من از على هستم، گوشت او از گوشت من و خون او از خون من است. پس هر كس مرا دوست بدارد؛ به دوستى من او را نيز دوست مىدارد و هر كس او را دشمن بدارد، به دشمنى من او را دشمن مىدارد.
آنچه بيست و دو هزار سال پيش از آفرينش آدم در شانه فرشته محمود نوشته شده بود
١٧- على بن جعفر گويد: از امام كاظم ٧ شنيدم كه مىفرمود: در آن هنگام كه پيامبر خدا ٦ نشسته بود، ناگاه فرشتهاى وارد شد، او بيست و چهار چهره داشت،