ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٥٧ - زهد ده جزء دارد
الخمر وارد بهشت نمىشود و نه متكبّر و نه سياه سوخته و نه ديّوث و نه مأمور شرطه و نه قاطع رحم و نه قدرى.
مصنف اين كتاب مىگويد: منظور از سياه سوخته كسى است كه با وجود بالا بودن سنّ و سال موى سر و ريشش هيچ سفيد نشود و به او «غربيب» گفته مىشود.
عافيت ده جزء دارد
٢٤- على بن مهزيار با اسناد خود روايت كرده كه (امام) فرمود: براى مردم زمانى فرا مىرسد كه عافيت در آن ده جزء دارد كه نه جزء آن در كنارهگيرى از مردم و يك جزء آن در سكوت است.
ده گروه، خود و ديگران را رنج مىدهند
٢٥- موسى بن بكر از امام كاظم ٧ و او از پدرش نقل مىكند كه امير المؤمنين ٧ فرمود: ده كس خود و ديگران را رنج مىدهند: صاحب علم اندك كه خود را وادار مىكند كه به مردم بسيار ياد دهد، و مرد بردبار كه صاحب علم بسيار است ولى هوشمند نيست، و كسى كه در جستجوى چيزى است كه به آن نمىرسد و شايسته او نيست، و زحمتكشى كه سهل انگار است، و سهلانگارى كه با آن حالتش علم هم ندارد، و كسى كه با مردم مهربان است ولى به آنچه نزد اوست بخل مىورزد، و طالب علمى كه با كسى كه از او داناتر است مجادله مىكند و چون به او ياد دهد نمىپذيرد.
زهد ده جزء دارد
٢٦- على بن هاشم بن بريد از پدرش نقل مىكند كه مردى نزد امام سجاد ٧ آمد و از او پرسيد: زهد چيست؟ فرمود: زهد ده جزء دارد و بالاترين درجه زهد پايينترين درجه ورع است، و بالاترين درجه ورع پايينترين درجه يقين است، و بالاترين درجه يقين پايينترين درجه رضاست، و زهد در آيهاى از كتاب خداست: «به آنچه از