ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١١١ - پيامبر خدا
است و استقامت قلب درستى عذرخواهى است و استقامت عقل درستى عبرتگيرى است و استقامت شناخت درستى در سرافرازى است و استقامت سرّ، رسيدن به عالم اسرار است و استقامت قلب درستى يقين و شناخت خداوند است. ذكر زبان حمد و ثناست و ذكر نفس كوشش و زحمت كشيدن است و ذكر روح ترس و اميد است و ذكر قلب صدق و صفاست و ذكر عقل تعظيم و حياست و ذكر شناخت تسليم و رضاست و ذكر سرّ، مشاهده ملاقات پروردگار است.
اين مطلب را ابو محمد عبد الله بن حامد از برخى از صالحان نقل كرده است.
پيامبر خدا ٦ هفت فرزند داشت
١١٥- ابو بصير از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: براى پيامبر خدا ٦ از خديجه، قاسم و طاهر- كه همان عبد الله است- و ام كلثوم و رقيّه و زينب و فاطمه متولد شدند. على بن ابى طالب ٧ با فاطمه و ابو العاص بن ربيع كه از بنى اميه بود با زينب و عثمان بن عفان با ام كلثوم ازدواج كرد و البته ام كلثوم پيش از همبسترى با عثمان از دنيا رفت و چون مسلمانان به بدر رفتند، پيامبر خدا ٦ دخترش رقيّه را به ازدواج عثمان درآورد، همچنين براى پيامبر از همسرش ماريه قبطيه، كه امّ ابراهيم ناميده مىشد و كنيز صاحب فرزند بود، ابراهيم متولد شد.
١١٦- عمرو بن ابى المقدام از پدرش از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود:
پيامبر خدا ٦ وارد منزل خود شد و ديد كه عايشه رو به فاطمه كرده و با فرياد به او مىگويد: اى دختر خديجه، تو گمان مىكنى كه مادرت بر ما برترى دارد، او چه برترى بر ما دارد، او هم مانند يكى از ما بود و فاطمه سخن او را مىشنيد و چون پيامبر خدا ٦ را ديد گريه كرد، پيامبر به او فرمود: اى دختر محمد براى چه گريه مىكنى؟
گفت: او از مادر من ياد كرد و او را كوچك شمرد و من گريه كردم، پيامبر خشمناك شد و فرمود: ساكت باش اى حميرا، همانا خداوند به زن زايا و مهربان بركت داده و خديجه از من طاهر يا همان عبد اللَّه و مطهر را به دنيا آورد و نيز قاسم و فاطمه و رقيه و ام كلثوم و زينب را به دنيا آورد، ولى تو زنى هستى كه خداوند او را نازا كرده و بچه نمىآورى.