ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٠٣ - ايوب بىآنكه گناهى داشته باشد هفت سال مبتلا شد
پليدى آن و آنچه خداوند در آنجا براى اهلش آماده كرده (به خدا) پناهنده مىشوند، و در آن كوه درّهاى است كه همه اهل آن كوه از حرارت و بوى گند و پليدى آن و آنچه خداوند براى اهل آنجا آماده كرده (به خدا) پناهنده مىشوند، و در آن دره چاهى است كه اهل اين درّه از حرارت و بوى گند و پليدى آن و آنچه خداوند در آنجا براى اهلش آماده كرده (به خدا) پناهنده مىشوند، و در آن چاه مارى است كه تمام اهل چاه از خباثت و بوى گند و پليدى آن مار و سمّى كه خداوند در نيش آن براى اهلش آماده كرده (به خدا) پناهنده مىشوند، در شكم اين مار هفت صندوق است كه پنج صندوق از امّتهاى پيشين و دو صندوق از اين امّت است، مىگويد: گفتم: فدايت شوم آن پنج تا و آن دو تا كدامند؟ فرمود: آن پنج نفر قابيل است كه هابيل را كشت و نمرود است كه با ابراهيم در باره پروردگارش مناظره كرد و گفت: من هم زنده مىكنم و مىميرانم، و فرعون است كه گفت: من پروردگار بزرگ شما هستم و يهود است كه يهودىها را يهودى كرد و يونس است كه نصرانىها را نصرانى كرد و از اين امت دو نفر اعرابى هستند.
ايّوب بىآنكه گناهى داشته باشد هفت سال مبتلا شد
١٠٧- ابو بصير از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: ايّوب هفت سال بدون گناه، بلا كشيد.
١٠٨- جعفر بن محمد بن عماره از پدرش و او از امام صادق ٧ و او از پدرش نقل مىكند كه فرمود: ايّوب بدون گناه بلا كشيد و همانا پيامبران گناه نمىكنند چون آنان معصوم و پاك هستند، نه گناه مىكنند و نه كج مىروند و نه مرتكب گناه مىشوند چه صغيره باشد و چه كبيره.
و فرمود: همانا ايّوب با تمام بلاهايى كه به او رسيد، بوى بد نگرفت و صورت او زشت نشد و هيچ گونه خون و چركى از او بيرون نيامد و هيچ كس از او نفرت پيدا نكرد و هيچ كس از او نترسيد و به هيچ جاى بدنش كرم نيفتاد و خداوند با همه پيامبران و اولياء گرامى خود كه مبتلايشان مىسازد، چنين معامله مىكند، و اينكه مردم از او دورى مىكردند به جهت فقر و ضعف ظاهرى او بود، چون نمىدانستند كه او نزد خداوند تا چه حد مورد تأييد است و گشايشى خواهد داشت، پيامبر خدا ٦ فرموده است: بلاكشترين مردم، پيامبران هستند، سپس هر كسى كه به آنان شبيهتر باشد. خداوند از اين جهت او را به آن بلاى بزرگ گرفتار كرد كه نزد همه مردم خوار ديده شود تا وقتى نعمتهاى بزرگى را كه خداوند به او داد مشاهده كردند، او را به خدايى نگيرند و به اين موضوع پى ببرند كه ثواب خداوند بر دو قسم است: ثواب