ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٢٣ - باب يك تا صد
فرمود: دو تن از يهوديان خيبر كه تورات گشودهاى در دست داشتند براى ديدار پيامبر ٦ آمدند. ديدند پيامبر ٦ از دنيا رفته است. پس نزد ابو بكر آمده و گفتند:
ما آمديم تا از پيامبر ٦ پرسشهايى بكنيم. ديديم او از دنيا رفته است. ابو بكر گفت:
پرسش شما چيست؟ گفتند: ما را از يك، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، بيست، سى، چهل، پنجاه، شصت، هفتاد، هشتاد، نود و صد آگاه كن. ابو بكر گفت:
من در اين مورد چيزى نمىدانم. نزد على بن ابى طالب برويد. راوى گويد: آن دو خدمت على ٧ شرفياب شده و قصه را از اول تا آخرش بازگو كرده، آنان تورات گشاده را نيز در دست داشتند. امير مؤمنان على ٧ به آن دو فرمود: اگر پاسخ پرسشهايتان را آن گونه كه مىدانيد بگويم، اسلام را مىپذيريد؟ گفتند: آرى. حضرت فرمود: يك همان خداى يكتاست كه شريكى ندارد. و دو همان گفتار خداى متعال است كه: «دو معبود براى خود برنگزينند كه او همان معبود يكتاست.» و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت همان فرمايش خداوند در كتابش در مورد اصحاب كهف است كه: «به زودى گويند كه آنان سه نفر بودند كه چهارمى آنان سگ آنان بود و مىگويند پنج نفر بودند كه ششمين آنان سگشان بود، اين سخن را از روى غيبگويى مىگويند.
و مىگويند هفت تن بودند كه هشتمى آنان سگشان بود.» و نه همان گفتار خداى متعال در كتابش است كه: «و در شهر، نه طايفه بودند كه در زمين فساد مىكردند و اصلاح نمىكردند.» و ده، همان فرمايش خداى متعال است كه: «اين ده روز تمام است.» و بيست همان فرمايش خداى متعال است كه: «اگر بيست نفر از شما پايدار باشد بر دويست نفر پيروز مىشوند.» و سى و چهل همان گفتار خداى متعال در كتابش است كه: «ما با موسى سى شب وعده گذاشتيم و آن را با ده شب ديگر به پايان برديم. پس وعدهگاه پروردگارش چهل شب شد.» و پنجاه همان سخن خداى متعال است كه: «در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است.» و شصت همان گفتار خداوند در كتابش است كه: «هر كس توانايى (روزه) ندارد پس شصت مسكين را اطعام كند.» و هفتاد همان گفتار خداوند در كتابش است كه: «موسى از ميان قومش براى وعدهگاه ما هفتاد تن برگزيد.» و هشتاد همان گفتار خداوند است كه: «و آنان كه زنان شوهر دار را متّهم به زنا مىكنند و چهار نفر گواه بر ادعاى خود ندارند پس هشتاد تازيانه به آنان بزنيد.» و نود همان سخن خداى متعال در كتابش است كه: «اين برادر من است كه نود و نه گوسفند دارد.» و صد همان فرمايش خداى متعال در كتابش است كه: «به هر كدام از زن و مرد زناكار صد تازيانه بزنيد.» راوى مىگويد: پس هر دو يهودى به دست مبارك امير مؤمنين