ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٢٩ - كسى كه چهل سال يا بيشتر عمر كند
وحى مىكند كه من عمرى براى بندهام دادم كه اينك طولانى شده پس با او تندى كنيد، بر او سخت بگيريد و خوب از او نگهدارى كنيد و اعمال او را- از كم و زياد، كوچك و بزرگ- بنويسيد.
امام صادق ٧ فرمود: امام باقر ٧ فرمود: هر گاه بندهاى پا به سن چهل سالگى گذاشت به او گفته مىشود: خود را درياب كه عذرى از تو پذيرفته نيست و فرد چهل ساله براى عذر، شايستهتر از بيست ساله نيست، چرا كه آنچه كه آنها را مىجويد يكى است و در خواب نيست. (از كار آنها غافل نيست) پس به جهت هراسى كه در پيش دارى عمل كن و گفتار زيادى را رها كن.
٢٥- على بن مغيره از امام صادق ٧ نقل مىكند كه شنيدم حضرتش مىفرمود:
هنگامى كه انسانى به چهل سالگى مىرسد، خداوند او را از سه بيمارى ايمن مىدارد.
جنون: جذام و پيسى، و آنگاه كه به سن پنجاه سالگى رسيد حسابرسى او را سبك گيرد، و آنگاه كه به شصت سالگى رسيد بازگشت به سوى خودش را به او روزى مىكند، و آنگاه كه به هفتاد سالگى رسيد آسمانيان او را دوست دارند، و آنگاه كه به هشتاد سالگى رسيد، خداوند دستور مىدهد كه حسنات او ثبت و گناهانش كنار گذاشته شود، و آنگاه كه به نود سالگى رسيد، خداوند گناهان پيشين و پسين او را مىآمرزد و نامش در شمار اسيران خدا در روى زمين نوشته مىشود.
و در حديث ديگرى آمده: و آنگاه كه به صد سالگى رسيد به پايانىترين درجه عمر رسيده است و روايت شده: پايانىترين درجه عمر اين است كه خرد او مانند خرد كودك هفت ساله باشد.
٢٦- خالد قلانسى از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: روز رستاخيز پير مردى را مىآورند و نامه اعمالش را به دستش مىدهند، طرف پشت نامه به سوى مردم است، او در آن جز بدى و گناه نمىبيند، بر او سخت گران مىآيد. مىگويد: اى پروردگار من! آيا دستور مىفرمايى كه به سوى آتش بروم؟ خداوند جبّار فرمايد: اى پير مرد! من شرم دارم كه تو را عذاب كنم، با اين كه تو در دنيا همواره نماز مىخواندى. بنده مرا به سوى بهشت ببريد! ٢٧- انس از پيامبر خدا ٦ نقل مىكند كه فرمود: از افراد مسنّ كسى نيست كه چهل سال عمر كند مگر اين كه خداوند سه گونه بلا را از او باز گرداند: جنون، جذام و