ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٧٧ - هفتاد منقبتى كه امير مؤمنان على(ع) آنها را داشت و كسى از رهبران در آنها با او شريك نبود
دهم اينكه من از پيامبر خدا مىشنيدم كه مىفرمود: «در روز رستاخيز چيزى به من داده نمىشود جز آن كه همانند آن را براى تو درخواست مىكنم.» يازدهم اينكه از پيامبر خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: اى على! تو برادر من هستى و من برادر توأم و دست تو ميان دست من خواهد بود تا وارد بهشت شويم. دوازدهم اينكه من از پيامبر خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: اى على! مثل تو در ميان امّت من همانند مثل كشتى نوح است كه هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كس از آن باز ماند غرق شد. سيزدهم اينكه پيامبر خدا ٦ عمّامه خويش را با دست خود بر سر من نهاد و دعاهاى پيروزى بر دشمنان خدا را در مورد من خواند، پس من با اذن خداى متعال آنها را شكست دادم. چهاردهم اينكه پيامبر خدا ٦ به من دستور داد كه دست خود را به پستان گوسفندى كه خشك شده بود بكشم، عرض كردم: اى پيامبر خدا! شما دست بكشيد. فرمود: «اى على! كار تو كار من است.» من دست خود را بر آن كشيدم، پس شيرش جوشيد. جرعهاى از آن به پيامبر خدا ٦ دادم.
آنگاه پيرزنى آمد كه از تشنگى شكوه مىكرد، او را از شير سيراب نمودم، پيامبر خدا ٦ فرمود: «من از خداى متعال خواستم كه دست تو را مبارك قرار دهد، و خدا نيز چنين كرد.» پانزدهم اينكه پيامبر خدا ٦ به من وصيت كرد و فرمود: «اى على! جز تو كسى نبايد مرا غسل بدهد و جز تو نبايد كسى همه اندام مرا ببيند. چرا كه اگر كسى- جز تو- تمام اندام مرا ببيند، ديدگانش از كاسه سر بيرون مىآيند.» عرض كردم: اى پيامبر خدا ٦ من چگونه بدن شما را بگردانم! فرمود: «تو به زودى يارى خواهى شد.» سوگند به خدا هر عضوى از اعضاى پيامبر را خواستم بگردانم، آن عضو براى من گردانده شد. شانزدهم اينكه هنگامى كه خواستم بدن مبارك پيامبر خدا ٦ را برهنه كنم ندايى رسيد كه: «اى جانشين محمّد! او را برهنه مكن و در همان حال كه پيراهن بر تن دارد غسلش بده.» سوگند به خدايى كه او را به پيامبرى گرامى داشته و به رسالت مخصوص نموده! من همه اندام او را نديدم، و اين ويژگى است كه خداوند مرا از بين اصحاب آن حضرت مخصوص گردانيده است. هفدهم اينكه خداوند فاطمه (س) را به همسرى من درآورد، البته پيش از اين ابو بكر و عمر از او خواستگارى كرده بودند ولى خداوند از بالاى آسمانهاى هفتگانهاش او را به همسرى من درآورد، پيامبر خدا ٦ فرمود: «اى على! گوارايت باد كه خداى متعال فاطمه، بانوى زنان بهشتيان را كه پاره تن من است به همسرى تو درآورد.» عرض كردم: اى پيامبر خدا! آيا من از تو نيستم؟ فرمود: «آرى، اى على! تو از من و من از تو بسان دست راست من از دست چپم هستى، من در دنيا و آخرت از تو بىنياز نيستم.» هجدهم اينكه پيامبر خدا ٦ به من فرمود: اى على! تو در جهان آخرت پرچم حمد را بدست خواهى گرفت، و تو در روز رستاخيز از همه آفريدگان به من نزديكتر مىنشينى (در آن روز) فرشى براى