ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٢٣ - فاطمه(ع) دختر محمد
باب خصلتهاى نهگانه
خداوند به پيامبر خود محمد ٦ نه خصلت داده
١- عبد الله بن دينار از ام هانى دختر ابو طالب نقل مىكند كه گفت: پيامبر خدا ٦ فرمود: خداوند با دست من اسلام را آشكار كرد و به دست من قرآن را نازل كرد و به دست من كعبه را فتح نمود و مرا به همه آفريدههاى خود برترى داد و مرا در دنيا سرور فرزندان آدم و در آخرت زينت قيامت كرد و ورود به بهشت را بر پيامبران حرام كرد تا وقتى كه من وارد آن شوم و آن را بر امّتهاى آنان حرام كرد تا وقتى كه امت من وارد آن شود و خلافت را پس از من تا دميدن به صور (قيامت) در خاندان من قرار داد، هر كس به آنچه مىگويم كافر شود، به خداى عظيم كافر شده است.
به شيعيان و دوستداران على ٧ نه خصلت داده شده
٢- عبد الله بن محمد بن عقيل از جابر بن عبد الله انصارى نقل مىكند كه گفت:
روزى نزد پيامبر ٦ بودم كه رو به على بن ابى طالب ٧ كرد و فرمود: اى ابو الحسن! آيا به تو مژده ندهم؟ گفت: آرى يا رسول اللَّه، فرمود: اينك جبرئيل از جانب خداوند به من خبر مىدهد كه خداوند به شيعيان و دوستداران تو نه خصلت عطا كرده است: آسانى مرگ و مأنوس بودن در هنگام وحشت و نور در هنگام ظلمت و ايمنى از ناراحتى (روز قيامت) و عدل و داد به هنگام سنجش اعمال و عبور از پل صراط و وارد شدن به بهشت پيش از ساير مردم، نور آنان از جلو و سمت راستشان شتابان است.
فاطمه ٧ دختر محمد ٦ نزد خداوند نه اسم دارد
٣- يونس بن ظبيان از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: فاطمه نزد خداوند نه