ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٩ - مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد
پيامبر خدا ٦ بر هفت گروه لعنت كرد
٢٤- عبد المؤمن انصارى از امام صادق ٧ نقل مىكند كه پيامبر خدا ٦ فرمود:
من به هفت گروه لعنت كردم و خدا و هر پيامبر مستجاب الدعوهاى آنان را لعنت كرد، گفته شد: آنان چه كسانى هستند؟ فرمود: كسى كه به كتاب خدا چيزى را بيفزايد، و كسى كه قضا و قدر الهى را تكذيب كند، و كسى كه با سنت من مخالفت كند، و كسى كه حرمتى را كه خدا بر خاندان من قرار داده حلال كند، و كسى به زور مسلط شود، تا آنكه را كه خدا ذليل كرده، عزيز كند و آنكه را كه خدا عزيز كرده، ذليل كند، و كسى كه بيت المال مسلمين را بخورد و آن را بر خود حلال بداند، و كسى كه آنچه را كه خدا حلال كرده، حرام كند.
٢٥- عبد الله بن زياد از زيد بن على و او از پدرانش نقل مىكند كه پيامبر خدا ٦ فرمود: هفت تن است كه خدا و هر پيامبر مستجاب الدعوهاى آنان را لعنت كرده است: تغيير دهنده كتاب خدا و تكذيبكننده قضا و قدر الهى و تبديلكننده سنت پيامبر خدا، و حرامكننده حرمتى كه خدا بر خاندان من گذاشته و زورمندى كه مىخواهد آنكه را كه خدا ذليل كرده، عزيز و آنكه را كه خدا عزيز كرده، ذليل كند، و حلالكننده حرام خدا و متكبر بر بندگان خدا.
مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد
٢٦- معلّى بن خنيس مىگويد: به امام صادق ٧ گفتم: حق مؤمن بر مؤمن چيست؟ فرمود: هفت حق واجب است كه رعايت همه آنها بر او لازم مىباشد و اگر با آن مخالفت كند از ولايت خدا بيرون رفته و فرمان او را اطاعت نكرده و خدا را در او نصيبى نيست.
مىگويد: گفتم: فدايت شوم آنها كدامند؟ فرمود: واى بر تو اى معلى، من از سر دلسوزى بر تو مىترسم كه آنها را ضايع كنى و به جا نيارى و بدانى و عمل نكنى، گفتم:
توانى نيست مگر از جانب خداوند، فرمود: آسانترين آنها اين است كه آنچه را كه بر خود مىپسندى بر او نيز بپسندى و آنچه بر خود نمىپسندى بر او نيز نپسندى، و حق دوم اين است كه در برطرف كردن نياز او تلاش كنى و خوشنودى او را بخواهى و با سخن او مخالفت نكنى، حق سوم اينكه با جان و مال و دست و پا و زبانت به او كمك كنى، حق چهارم اينكه چشم و راهنما و آيينه و پيراهن او باشى، حق پنجم اينكه چنين