ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٩٥ - كسانى كه نشستن ابو بكر در مقام خلافت و پيشى گرفتن او به على بن ابى طالب(ع) را انكار كردند، دوازده نفر بودند
در مقام خلافت و پيشى گرفتن او بر على بن ابى طالب ٧ را انكار كردند، دوازده نفر از مهاجران و انصار بودند، از مهاجران خالد بن سعيد بن العاص و مقداد بن اسود و أبيّ بن كعب و عمّار بن ياسر و ابو ذر غفارى و سلمان فارسى و عبد اللَّه بن مسعود و بريدة الاسلمى، و از انصار خزيمة بن ثابت و ذو الشهادتين و سهل بن حنيف و ابو ايوب انصارى و ابو الهيثم بن تيهان و جز آنها. چون ابو بكر به منبر رفت با خود مشورت كردند، بعضى از آنها گفتند: بهتر است برويم و او را از منبر پيامبر خدا ٦ پايين بكشيم، ديگران گفتند: اگر چنين كنيد خود را به زحمت انداختهايد و خداوند فرموده است: «خود را با دست خود به هلاكت نيندازيد»[١] بلكه ما را نزد على بن ابى طالب ٧ ببريد تا با او مشورت كنيم و از فرمان او اطلاع حاصل كنيم، آنها نزد على ٧ رفتند و گفتند: يا امير المؤمنين، خود را ضايع كردى و حقى را كه تو به آن شايستهتر بودى رها ساختى و ما اراده كردهايم كه آن مرد را از منبر پيامبر خدا ٦ پايين بكشيم، زيرا كه حق، حق توست و تو به اين كار از او شايستهترى، ولى ناخوش داشتيم كه بدون مشورت تو او را پايين بكشيم.
على ٧ به آنان فرمود: اگر چنين كنيد براى آنها جز دشمن در حال جنگ نخواهيد بود و چيزى جز مانند سرمه چشم يا نمك توشه نخواهيد بود (يعنى تعداد شما در برابر آنها اندك است) و امّت كه سخن پيامبر را رها كرده و به خدا دروغ بسته است، بر اين كار اتفاق كردهاند، و من با اهل بيتم در اين باره مشورت كردهام و آنها جز سكوت نخواستهاند و اين به جهت خشمى است كه در سينههاى اين قوم است و با خدا دشمنى و اهل بيت پيامبرش دشمنى دارند و آنان خونهاى جاهليت را مطالبه مىكنند، به خدا سوگند اگر چنين كنيد، آنان شمشيرهاى خود را عريان مىكنند و آماده جنگ مىشوند، همان گونه كه اين كار را كردند و مرا مقهور و مغلوب ساختند و اعتراف مرا خواستند و به من گفتند: بيعت كن و گر نه تو را مىكشيم و من چارهاى نيافتم جز اينكه اين قوم را از خودم دفع كنم، و اين بدان جهت بود كه سخن پيامبر ٦ را به ياد آوردم كه فرمود: يا على، قوم امر تو را شكستند و بدون تو در آن استبداد كردند و در باره تو مرا نافرمانى كردند، بر تو باد صبر تا امر خدا فرود آيد، آگاه باش كه آنان به زودى و حتما به تو نيرنگ خواهند كرد، نگذار آنها به خوار كردن تو و
[١] سوره بقره، آيه ١٩٢.