ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٤٣ - ده خصلت از خصلتهاى امام است
فرمود: خداوند عقل را از نور پنهان و نهفته خود كه در علم پيشين خود بود و كسى را از نبى مرسل و فرشته مقرب به آن آگاه نساخته است، آفريد، پس علم را جان او و فهم را روح او و زهد را سر او و حيا را دو چشم او و حكمت را زبان او و مهربانى را همت او و رحمت را قلب او قرار داد، آنگاه او را با ده چيز پر كرد و تقويت نمود: با يقين و ايمان و راستى و آرامش و اخلاص و ملايمت و بخشش و قناعت و تسليم و شكر، سپس خداوند فرمود: برو، پس رفت، سپس فرمود: بيا، پس آمد، سپس به او فرمود:
سخن بگو، پس گفت: ستايش خداوندى را كه او ضدّ و همتا و شبيه و هم رتبه و همانند ندارد، او كسى است كه هر چيزى را در برابر عظمت او خاضع و خوار است، پس پروردگار گفت: سوگند به غرب و جلالم كه آفريدهاى زيباتر و فرمانبردارتر و بلند مرتبهتر و شريفتر و عزيزتر از تو نيافريدهام، به وسيله تو مؤاخذه مىكنم و به وسيله تو عطا مىكنم و به وسيله تو به يگانگى خوانده مىشوم و به وسيله تو پرستيده مىشوم و به وسيله تو خوانده مىشوم و به وسيله تو به من اميدوار مىشوند و به وسيله تو طلب مىكنم و به وسيله تو ترسيده مىشوم و به وسيله تو بر حذر داشته مىشوم و ثواب و عذاب با تو خواهد بود. پس در اين هنگام عقل، سر به سجده فرود آورد و هزار سال در سجده بود، پس خداوند فرمود: سر از سجده بردار و بخواه كه داده خواهى شد و شفاعت كن كه شفاعت تو پذيرفته خواهد شد، پس عقل سر خود را از سجده برداشت و گفت: خدايا از تو مىخواهم كه شفاعت مرا در باره كسى كه مرا در آن آفريدهاى بپذير، پس خداوند به فرشتگانش فرمود: شما را گواه مىگيرم كه من شفاعت او را در باره كسى كه در وجود او آفريده شده مىپذيرم.
ده خصلت از خصلتهاى امام است
٥- سليمان بن مهران از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: ده خصلت از خصلتهاى امام است: عصمت و نصّ (تعيين از جانب خدا) و اينكه عالمترين و پرهيزكارترين و داناترين مردم به كتاب خدا باشد و اينكه داراى وصيّتى آشكار (از پيامبر و يا امام قبلى) باشد و معجزه و دليل داشته باشد، و چشم او بخوابد ولى قلب او نخوابد و سايه نداشته باشد و پشت سرش را مانند پيش رويش ببيند.