ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٠٥ - خدا براى عقل هفتاد و پنج لشكر و براى نادانى هفتاد و پنج لشكر عطا فرمود
در حال نماز با سرش و پشتش اشاره كرده و تسبيح را بلندتر بگويد. و بر زن جايز نيست كه بىمقنعه نماز بخواند مگر اين كه كنيز باشد كه او با سر برهنه و بدون مقنعه مىتواند نماز بخواند و بر زن جايز است كه در غير نماز و احرام لباس ابريشم و حرير بپوشد و بر مردان چنين لباسى جز در حال جهاد حرام است، و بر زن رواست كه انگشتر طلا به دست كرده و با آن نماز بخواند و اين عمل بر مردان- [جز در حال جهاد] حرام است. پيامبر خدا ٦ فرمود: «اى على! انگشتر طلا بدست مكن كه آن زيور تو در بهشت است و لباس حرير مپوش كه لباس تو در بهشت است.» و بر زن روا نيست كه از مالش بندهاى آزاد كند و نه احسانى كند، مگر با اجازه همسرش. و او را جايز نيست كه بدون اجازه همسرش روزه مستحبى بگيرد و او را روا نيست كه با نامحرمى دست دهد مگر از پشت لباسش، و او را روا نيست با نامحرمى بيعت كند مگر از پشت لباسش. و او را روا نيست كه بدون اجازه همسرش حج مستحبى انجام دهد.
و بر زن جايز نيست كه به حمّام (در بيرون خانه) رود چرا؛ كه اين كار بر او حرام است و او را روا نيست كه سوار بر زين شود مگر در موارد ناچارى يا در سفر، و ميراث زن نصف ميراث مرد است. ديه او نصف ديه مرد است و به هنگام ديه جراحات ديه زن با مرد برابر است تا اين كه به اندازه يك سوّم ديه كامل گردد و چون بيش از يك سوّم گردد، ديه مرد زياد مىشود و ديه زن كم مىگردد و چون زن بخواهد به تنهايى با مرد نماز بخواند، بايستى پشت سر مرد بايستد و در كنار او نايستد و چون زنى بميرد، نمازگزار بر او در نزد سينهاش مىايستد و نمازگزار بر مرد كنار سرش مىايستد و چون در ميان قبر نهند همسرش در جايى مىايستد كه بتواند از ران او گرفته و در قبر گذارد و براى زن در پيشگاه خدا، هيچ شفاعتگرى بهتر از رضايت همسرش نيست و هنگامى كه فاطمه (س) از دنيا رفت امير مؤمنان على ٧ برخاست و گفت: «خداوندا! من از او كه دختر پيامبر است راضى هستم. خداوندا! او را هراس افتاده، پس به او مونس بده. خداوندا! او از ما دور شده تو به او بپيوند. خداوندا! بر او ستم شده تو به نفع او داورى كن كه تو بهترين داوران هستى.»
خدا براى عقل هفتاد و پنج لشكر و براى نادانى هفتاد و پنج لشكر عطا فرمود
١٣- سماعة بن مهران گويد: من در خدمت امام صادق ٧ بودم كه گروهى از دوستانش نيز حضور داشتند، سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق ٧ فرمود: خرد و لشكر آن و نادانى و لشكر آن را بشناسيد تا هدايت شويد. سماعه گويد: