ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٥٣ - امتحان كردن خدا، اوصياء پيامبران را در حال حيات پيامبران در هفت مورد و پس از وفاتشان در هفت مورد
متوجه فتح مكه شد، دوست مىداشت كه آنها را معذور بدارد و براى آخرين بار آنان را به سوى خدا بخواند، همان گونه كه نخستين بار خوانده بود، پس به آنان نامهاى نوشت و در آن آنان را بر حذر داشت و از عذاب خدا بيمشان داد و به آنان وعده عفو داد و آمرزش خداوند را به آنان يادآور شد و در آخر آن نامه، سوره برائت را نوشت تا به آنان خوانده شود، سپس به همه اصحابش رفتن به مكه را پيشنهاد داد و همه از آن سرباز مىزدند، وقتى چنين ديد مردى از آنان را خواست تا نامه را با او بفرستد، پس جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد، اين مهم را انجام نمىدهد مگر تو و يا مردى از خاندان تو، پس پيامبر مرا از آن خبر داد و نامهاش را به وسيله من به سوى اهل مكه فرستاد، من به مكه رفتم در حالى كه مردم چنان بود كه شناختيد، بهگونهاى كه هر يك از آنان اگر قدرت داشت هر تكه مرا بر روى كوهى مىگذاشت هر چند كه در اين راه جان و مال و خانواده و فرزندانش را بذل مىكرد، پس من نامه پيامبر را به آنان رسانيدم و آن نامه را به آنان خواندم و همه آنان مرا تهديد مىكردند و عداوت خود را نسبت به من آشكار مىساختند و زنان و مردانشان با من دشمنى مىكردند و چنان شد كه مىدانيد، سپس رو به اصحاب خود كرد و فرمود: آيا چنين نبود؟ گفتند: آرى يا امير المؤمنين.
پس فرمود: اى برادر يهودى، اينها مواردى بود كه خداوند مرا در كنار پيامبرش امتحان كرد و در همه آنها با لطف مرا فرمانبردار يافت و در آنها هيچ كس مانند من نبود و اگر مىخواستم به توصيف آنها مىپرداختم، ولى خداوند از خودستايى نهى كرده است. گفتند: يا امير المؤمنين! به خدا سوگند كه راست گفتى، و خداوند بر تو فضيلت خويشاوندى با پيامبرمان را داده و تو را سعادتمند كرده بر اينكه تو را برادر او قرار داده است و تو نسبت به او مانند هارون از موسى هستى و تو را با آن موقفها و خطرهايى كه داشتى برترى داد و آنچه را كه گفتى براى تو ذخيره كرد و بيشتر از آنها مواردى است كه نگفتى و هيچ يك از مسلمانان مانند آنها را ندارند. اين سخن را كسانى از ما كه پيامبر را ديده بودند و كسانى كه پس از او همراه تو بودند مىگويند، يا امير المؤمنين، حالا به ما خبر بده از امتحانهايى كه پس از پيامبر خدا ٦ دادى و تحمل نمودى و صبر كردى، اگر بخواهيم اين موارد را برشماريم مىتوانيم چون به آنها آگاهى داريم و پيش ما روشن است ولى دوست داريم كه از خود تو بشنويم همان گونه كه مواردى را كه در زمان حيات پيامبر، خدا تو را امتحان كرد و تو خدا را اطاعت نمودى، از زبان خودت شنيديم.
پس فرمود: اى برادر يهودى، خدا پس از وفات پيامبرش مرا در هفت مورد امتحان كرد و بىآنكه بخواهم خودستايى كنم، مرا به وسيله لطف و نعمت خودش شكيبا يافت.