ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٤١ - استدلال على(ع) با اين ويژگىها بر مردم در روز شورا
مردم را از خوابى كه ديشب ديدم آگاه مىكنم و گفتگوهايى كه ميان من و تو شده به مردم گزارش مىدهم. آنگاه از اين امر كنار مىروم و به شما به عنوان امير سلام مىدهم. على ٧ فرمود: آرى.
ابو بكر با رنگ پريده از نزد على ٧ بيرون آمد، عمر كه در جستجوى او بود، او را ديد و گفت: اى خليفه پيامبر خدا! چرا حالت اين گونه است؟ ابو بكر او را از تصميم خود و خوابى كه ديده بود و آنچه كه ميان او و على ٧ رخ داده بود، آگاه كرد، عمر گفت: اى خليفه پيامبر خدا! تو را به خدا كه فريب سحر بنى هاشم را مخور، اين نخستين سحرى نيست كه از آنها سر مىزند. او پيوسته از اين سخنان به گوش او خواند تا اين كه او را از رأيش برگردانده و از تصميمش منصرف نمود و به خلافت تشويق كرد و وادار نمود كه در آن استوار مانده و بدان قيام كند.
حضرت فرمود: على ٧ در وعده مقرّر در مسجد حاضر شد ولى هيچ كس را در آنجا نديد و احساس كرد كه آنان شرّى ايجاد كردهاند. پس كنار قبر پيامبر خدا ٦ نشست، عمر داشت از آنجا عبور مىكرد و به آن حضرت گفت: اى على! آنچه تو در جستجوى آنى، همانند كندن خارهاى درخت قتاد، سخت است- يعنى به آن هرگز نخواهى رسيد- حضرت از قضيه آگاه شد و برخاست و به خانه خود رفت.
استدلال على ٧ با اين ويژگىها بر مردم در روز شورا
٣١- از عامر بن واثله نقل شده كه گويد: من در روز شورا در آن خانهاى كه شوراى خلافت تشكيل شده بود حضور داشتم، شنيدم كه على ٧ مىفرمود: مردم در حالى ابو بكر را خليفه كردند كه سوگند به خدا من از او شايستهتر و سزاوارتر بودم، ابو بكر نيز عمر را خليفه كرد كه سوگند به خدا من از او شايستهتر و سزاوارتر بودم. اينك عمر طبق وصيتش مرا همسان با پنج نفرى قرار داده كه مرا ششمين نفر آنها شمرده و به من نسبت به آنها هيچ برترى قايل نشده است. اگر بخواهم براى برترى خودم بر عليه آنان آن چنان استدلال مىكنم كه هيچ عرب و عجمى و هيچ فرد معاهده بسته و شركورزى نتواند آن را دگرگون ساخته و انكار نمايد.
آنگاه فرمود: شما را به خدا! اى اعضاى شورا! آيا در ميان شما كسى هست كه پيش از من خدا را به يگانگى بشناسد؟ گفتند: به خدا سوگند! نه. سپس فرمود: شما را به خدا آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ٦ به او فرموده باشد كه تو نسبت به من مانند هارون از موسى هستى؟ گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا! آيا در ميان شما كسى جز من هست كه وقتى پيامبر خدا ٦ قربانى خود را به سوى پروردگار جهانيان به