ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٣٩ - ويژگىهايى از قوانين دين
را كه به او وعده آتش و ماندگارى در آن را داده از آتش بيرون نمىآورد ولى غير از اين هر كسى را كه بخواهد مىآمرزد. و كسانى كه حدّ بر گردن دارند فاسقند، نه مؤمنند و نه كافر و براى هميشه در آتش نيستند و روزى از آن بيرون خواهند آمد، شفاعت براى آنان و نيز كسانى كه در اعتقاد ناتوانند هر گاه كه خداوند از دينشان راضى باشد، رواست. و قرآن كلام خداست، نه آفريدگار است و نه آفريده و اين بلاد امروز بلاد تقيّه و همان بلاد اسلامى است نه بلاد كفر و نه بلاد ايمان.
امر به معروف و نهى از منكر براى هر كسى كه امكان انجام آن را داشته و بر جان خود و يارانش نترسد واجب است و ايمان انجام واجبات و خوددارى از گناهان بزرگ است. و ايمان همان شناخت قلبى و اقرار با زبان و انجام و كردار با اعضاى و جوارح و اعتراف به عذاب قبر، نكير و منكر و زنده شدن پس از مرگ و حسابرسى، صراط و ميزان است و ايمان به خدا نيست مگر با بيزارى از دشمنان خداوند متعال.
و تكبير گفتن در دو عيد (فطر و قربان) واجب است. در عيد فطر در پنج نماز كه از نماز مغرب شب عيد فطر آغاز مىشود و تا نماز عصر روز عيد فطر ادامه دارد، تكبيرش اين است: «اللَّه اكبر، اللَّه اكبر لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر، و للَّه الحمد و اللَّه اكبر على ما هدانا و الحمد للَّه على ابلانا»؛ خداوند بزرگتر است خداوند بزرگتر است، معبودى جز خدا نيست و خداوند بزرگتر است و سپاس مخصوص خداوند است، خداوند بزرگتر است بر آنچه ما را بدان هدايت فرموده و سپاس مخصوص خداوند است بر آنچه ما را آفريده. زيرا كه خداوند متعال مىفرمايد: «و تا شماره روزها را تكميل كرده و بر هدايتى كه خداوند شما را نموده تكبير گوييد.» و در عيد قربان در شهرها پس از ده نماز گفته مىشود كه از نماز تكبير ظهر روز عيد قربان آغاز مىشود و تا نماز صبح روز سوّم ادامه دارد و آنان كه در منى هستند پس از پنج نماز مىگويند كه از نماز ظهر روز عيد قربان آغاز مىشود و تا نماز صبح روز چهارم ادامه دارد كه در اين تكبير اين جمله افزوده مىشود كه: «اللَّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام».
و زنى كه خون نفاس (زايمان) بيند، حد اكثر تا بيست روز از نماز و روز دست بر مىدارد مگر اين كه پيش از اين پاك شده باشد و اگر پس از بيست روز پاك نشد غسل كند و پنبه به خود گرفته و عمل زن مستحاضه را انجام مىدهد.
و در مورد شراب خوارى، هر چيزى كه زيادش مست كند، چه كم باشد چه زياد، حرام است. و هر درندهاى كه داراى دندان درنده است و هر پرندهاى كه داراى چنگال است گوشتش حرام است.
و طحال حرام است؛ چرا كه خون است و سگ ماهى، مار ماهى، طافى، زمير حراماند، و هر ماهى كه فلس نداشته باشد خوردنش حرام است و از تخمها آنچه دو طرف آن با هم فرق داشته باشد خوردنش جايز و آنچه دو طرفش با هم برابر است خوردنش حرام است و از ملخها آنچه بلند پرواز است خوردنى و